چی بهتر از تحصیل توی کشوری که زبان اصلی مردمش انگلیسیه؟ اینجا رو باز کن و پذیرش هایی که گرفتیم رو ببین ! پذیرش بعدی میتونی خودت باشی

ارشد MBA آرمان از انگلستان

سلام، من آرمانم، ۲۴ سالمه.

راستش تا چند وقت پیش، مهاجرت برای من بیشتر یه چیزی بود که درباره ش حرف می زدیم تا اینکه واقعاً بخوام انجامش بدم.

کارشناسی مدیریت بازرگانی رو خونده بودم و بعدش وارد بازار کار شدم. اوایلش خیلی هیجان انگیز بود؛ اولین حقوق، اولین پروژه ای که مسئولیتش با خودم بود، اولین باری که فهمیدم اشتباه یه تصمیم کوچیک می تونه چند ساعت کار یه تیم رو عقب بندازه!

ولی بعد از یه مدت، اون هیجان اولیه رفت.

تقریباً هر روز ساعت مشخصی از خونه می زدم بیرون، سر کار می رفتم و شب برمی گشتم. یه روز وسط هفته، داشتم با یکی از همکارام درباره برنامه های چند سال آینده حرف می زدم که بهم گفت:

«آرمان، تو واقعاً خودتو پنج سال دیگه همین جا می بینی؟»

همون سؤال بدجوری رفت توی ذهنم.

شب که رسیدم خونه، به جای اینکه مثل همیشه لپ تاپ رو بذارم کنار و برم سراغ گوشی، نشستم و شروع کردم سرچ کردن.

اول فقط برای کنجکاوی بود.

بعد شد هر شب.

انگلستان، هلند، استرالیا، آلمان...

ولی هرچی بیشتر بررسی کردم، بیشتر به انگلستان علاقه مند شدم. هم سیستم آموزشی و دانشگاه هاش برام جذاب بود، هم اینکه با توجه به رشته ای که خونده بودم، MBA می تونست ادامه منطقی مسیرم باشه.

یه مشکل هم داشتم؛ من آدمی نیستم که راحت همه چیز رو ول کنم و برم.

اتفاقاً یکی از بحث های همیشگی من و خانواده همین بود. مادرم مدام می پرسید:

«خب اگه بری، دقیقاً قراره اونجا چیکار کنی؟»

و من هربار جوابم یه چیزی بین «درس می خونم دیگه» و «بعداً تصمیم می گیرم» بود!

خودم هم می دونستم برای یک تصمیم به این بزرگی، جواب بهتری لازم دارم.

پس شروع کردم جدی تر خودم رو آماده کردن.

زبان انگلیسی رو بیشتر جدی گرفتم و برای تافل خوندم. روزهایی بود که بعد از سر کار می رسیدم خونه، شام می خوردم و مستقیم می رفتم سراغ درس. چند بار هم به خودم گفتم «امشب دیگه نمی خونم» و نیم ساعت بعد دوباره لپ تاپ رو باز کردم!

بالاخره تافل هوم ادیشن رو گرفتم.

حالا نوبت دانشگاه بود.

و اینجا بود که فهمیدم پیدا کردن دانشگاه مناسب، خیلی سخت تر از چیزی بود که فکر می کردم.

معدلم ۱۵.۱ بود و وقتی شرایط بعضی دانشگاه ها رو می دیدم، واقعاً نمی دونستم کجا باید اقدام کنم. یه مدت هم خودم چند تا دانشگاه پیدا کردم، ولی بعد فهمیدم یا شرایط رشته شون به من نمی خوره یا مدارکی می خوان که اصلاً حواسم بهشون نبوده.

آخرش گفتم بهتره این قسمت رو دیگه تنهایی جلو نبرم.

از طریق سبزاپلای اقدام کردم و توی جلسه مشاوره، رزومه م رو بررسی کردیم و درباره هدفم برای انگلستان صحبت کردیم. با توجه به کارشناسی مدیریت بازرگانی، تصمیم گرفتیم مسیر MBA رو دنبال کنیم.

بعد از آماده شدن پرونده، اقدام کردیم.

از اون به بعد، یک اتفاق بامزه افتاد؛ منی که تا قبلش خیلی خونسرد بودم، تبدیل شدم به آدمی که با هر صدای نوتیفیکیشن گوشی، سریع صفحه رو نگاه می کنه!

بلاخره همون ایمیلی که منتظرش بودم رسید.

صبح بود و هنوز کامل بیدار نشده بودم. طبق عادت ایمیلم رو باز کردم و اسم دانشگاه رو دیدم.

اول فکر کردم شاید فقط یه آپدیت درباره پرونده باشه.

بازش کردم.

چند خط اول رو خوندم و دوباره برگشتم بالا.

پذیرش گرفته بودم.

واقعاً اولین واکنشم خوشحالی نبود؛ بیشتر یه جور شوک بود.

بعد از چند ماهی که هر روز درباره «اگه برم چی میشه؟»، «اگه نشه چی؟»، «اصلاً می تونم یا نه؟» حرف زده بودم، بالاخره یه جواب قطعی داشتم.

پذیرش کارشناسی ارشد MBA از Canterbury Christ Church University انگلستان.

هنوز نمی دونم این مسیر دقیقاً قراره منو به کجا برسونه، ولی حداقل دیگه مثل قبل فقط درباره آینده حرف نمی زنم.

این بار واقعاً دارم می رم که تجربه ش کنم.

برای مشاوره رایگان و ارزیابی رزومه توسط تیم سبزاپلای، روی لینک زیر کلیک کنید و اطلاعاتتون رو ثبت کنید:
🔗 لینک فرم مشاوره

پذیرش ارشد ارسلان از بیرمنگام

سلام، من ارسلانم، ۲۵ سالمه.

برخلاف خیلی از آدم هایی که بین چند کشور مردد می مونن، من تقریباً از همون اول می دونستم اگر یه روز برای ادامه تحصیل مهاجرت کنم، انتخابم انگلستان خواهد بود.

دلیلش فقط اعتبار دانشگاه هاش نبود. سال ها برای یاد گرفتن زبان انگلیسی وقت گذاشته بودم و واقعاً دلم نمی خواست بعد از این همه تلاش، دوباره از صفر یک زبان جدید مثل آلمانی یا فرانسوی رو شروع کنم. از طرفی همیشه حس می کردم سیستم آموزشی و فضای دانشگاه های انگلستان، بیشتر به چیزی که از آینده شغلیم می خوام نزدیکه.

برای همین از همون دوران کارشناسی زمین شناسی، هدفم مشخص بود. سعی کردم معدلم رو بالا نگه دارم و با معدل ۱۸.۹ فارغ التحصیل شدم. بعد از اون هم تقریباً تمام تمرکزم روی آیلتس بود تا بالاخره تونستم نمره ۷.۵ رو بگیرم.

فکر می کردم بعد از گرفتن مدرک زبان، نصف راه رو رفتم؛ اما تازه فهمیدم بخش سخت تر، انتخاب دانشگاه و ساختن یک پرونده قوی برای اپلایه.

راستش مدت ها بود صفحه اینستاگرام سبزاپلای رو دنبال می کردم. بیشتر از هر چیزی، داستان پذیرش دانشجوها برام جالب بود. هر بار که یکی از اون داستان ها رو می خوندم، با خودم می گفتم: «امیدوارم یه روز نوبت من هم برسه.»

بالاخره تصمیم گرفتم به جای اینکه فقط تماشا کنم، برای مشاوره اقدام کنم.

توی جلسه، چیزی که برام جالب بود این بود که هیچ کس عجله ای برای معرفی دانشگاه نداشت. اول درباره هدفم، علایقم و برنامه ای که برای آینده داشتم صحبت کردیم. حتی یادمه کارشناس ازم پرسید:

«پنج سال دیگه خودت رو کجا می بینی؟»

شاید سؤال ساده ای بود، ولی باعث شد برای اولین بار جدی تر به آینده ای که توی ذهنم ساخته بودم فکر کنم.

بعد از بررسی کامل رزومه، تصمیم گرفتیم برای چند دانشگاه معتبر انگلستان اقدام کنیم.

از روزی که مدارکم ارسال شد، چک کردن ایمیل تبدیل به بخشی از برنامه روزانه م شده بود. حتی یه بار وسط جمع دوستان، صدای نوتیفیکیشن گوشی یکی دیگه رو شنیدم و ناخودآگاه گوشی خودم رو برداشتم! همه شروع کردن به خندیدن و گفتن: «انگار از الان رفتی انگلیس!»

چند هفته بعد، همون تماس مهم بالاخره رسید.
اولین چیزی که بعدن از شنیدن خبر پذیرشم پرسیدم این بود:

«از کدوم دانشگاه؟»

وقتی اسم دانشگاه بیرمنگام رو شنیدم، برای چند ثانیه هیچ حرفی نزدم. فقط لبخند می زدم.

دقیقاً همون دانشگاهی که از همون روزهای اول، بیشتر از همه دلم می خواست اسمش رو روی نامه پذیرشم ببینم.

پذیرش کارشناسی ارشد علوم محیطی از دانشگاه بیرمنگام، برای من فقط یک قبولی نبود؛ نتیجه چند سال برنامه ریزی، تلاش برای گرفتن آیلتس، حفظ معدل و مهم تر از همه، این بود که از همون اول می دونستم چه مسیری رو می خوام و براش قدم به قدم جلو رفتم.

امروز هر بار نامه پذیرشم رو باز می کنم، یاد اون روزهایی می افتم که فقط از پشت صفحه لپ تاپ، سایت دانشگاه های انگلستان رو بالا و پایین می کردم و با خودم می گفتم: «کاش یه روز من هم اونجا درس بخونم.»

حالا اون آرزو، فقط یک تصور نیست؛ تبدیل شده به مسیری که قراره خیلی زود واردش بشم.

برای پرکردن فرم مشاوره رایگان و یک جلسه مشاوره با سبزاپلای روی همین متن کلیک کنید.

پذیرش ارشد مدیریت مهدی 30 ساله

من مهدی هستم، ۳۰ سالمه و کارشناسی مدیریت دارم.

راستش اگر بخوام صادق باشم، مهاجرت برای من هیچ وقت یه تصمیم ناگهانی نبود. بیشتر شبیه کاری بود که هر سال بهش فکر می کردم، براش برنامه می ریختم و بعد به خودم می گفتم: «الان وقتش نیست، بذار سال بعد.»

سال بعد هم دقیقاً همین اتفاق تکرار می شد.

یه بار به خاطر کار، یه بار به خاطر شرایط مالی، یه بار هم چون فکر می کردم شاید بهتره اول چند سال سابقه کار بیشتری جمع کنم. انگار همیشه یه دلیل برای عقب انداختن این تصمیم پیدا می شد.

تا یه روز که متوجه شدم پنج شش سال گذشته و من هنوز همون جمله رو به خودم می گم.

همون شب نشستم و از خودم یه سؤال پرسیدم؛

اگر امسال هم اقدام نکنم، واقعاً سال بعد فرق می کنه؟

جوابش معلوم بود.

از همون روز تصمیم گرفتم این بار فقط به مهاجرت فکر نکنم؛ براش اقدام کنم.

اولین چالش، پیدا کردن مسیر درست بود.

دوستام هر کدوم یه کشور رو پیشنهاد می دادن. یکی می گفت آلمان، یکی کانادا، یکی استرالیا. هر کسی هم دلیل خودش رو داشت و همین باعث شده بود بیشتر سردرگم بشم.

از طرفی خانواده هم سؤال های منطقی خودشون رو می پرسیدن.

«مطمئنی بعد از این همه سال دوباره دانشجو شدن تصمیم درستیه؟»

«از شغلت دل می کنی؟»

«اگه نتیجه اون چیزی که انتظار داری نشه چی؟»

راستش خودم هم جواب همه این سؤال ها رو نمی دونستم.

برای همین تصمیم گرفتم به جای اینکه فقط از تجربه دوست و آشنا استفاده کنم، با یه مجموعه تخصصی مشورت کنم و اینطوری با سبزاپلای آشنا شدم.

توی جلسه مشاوره، چیزی که بیشتر از همه توجهم رو جلب کرد این بود که هیچ کس از همون اول نگفت "فلان کشور بهترینه."

اول شرایط خودم بررسی شد؛ رشته تحصیلیم، سنم، هدفم از ادامه تحصیل، سابقه ای که داشتم و اینکه بعد از فارغ التحصیلی دوست دارم وارد چه حوزه ای بشم.

بعد از بررسی گزینه های مختلف، به این نتیجه رسیدیم که انگلستان می تونه انتخاب مناسبی برای من باشه؛ مخصوصاً به خاطر اینکه دوره های کارشناسی ارشد معمولاً یک ساله هستن و می تونستم زودتر وارد بازار کار بشم.

برای رشته هم Project Management پیشنهاد شد؛ رشته ای که احساس می کردم هم با تحصیلاتم ارتباط داره و هم برای آینده شغلیم انتخاب هوشمندانه ایه.

تنها موضوعی که ذهنم رو درگیر کرده بود، مدرک زبانم بود.

آیلتس ۶ داشتم، اما برای بعضی از دانشگاه ها کافی نبود.

همین باعث شد درباره پذیرش های کاندیشنال تحقیق کنیم و دانشگاه هایی رو انتخاب کنیم که این امکان رو داشتن تا بعد از گذروندن دوره زبان، وارد دوره اصلی بشم.

صادقانه بگم، همون موقع فهمیدم که گاهی یه اختلاف نیم نمره، پایان راه نیست؛ فقط باید مسیر درستش رو بشناسی.

بعد از آماده شدن مدارک و ارسال درخواست ها، منتظر نتیجه موندیم.

راستش این بار برعکس گذشته، سعی می کردم کمتر بهش فکر کنم. چون هر کاری که از دستم برمی اومد انجام داده بودم.

یه روز وسط ساعت کاری، گوشی م زنگ خورد.

از تیم سبزاپلای بودن.

بعد از احوالپرسی گفتن:

«مهدی، تبریک! از University of Law انگلستان پذیرش گرفتی.»

اولین واکنشم فقط یه لبخند بود.

شاید برای کسی که اون لحظه منو می دید اتفاق خاصی نیفتاده بود، ولی توی ذهن من، تمام اون سال هایی که تصمیمم رو عقب انداخته بودم، از جلوی چشمم رد شد.

پذیرشم برای مقطع کارشناسی ارشد مدیریت پروژه (Project Management) بود.

همون روز عصر که خبر رو به خانواده م دادم، پدرم فقط یه جمله گفت:

«خوبه که بالاخره تصمیمی رو که سال ها درباره ش حرف می زدی، عملی کردی.»

به نظرم اون جمله، خلاصه تمام این مسیر بود.

امروز که نامه پذیرشم رو نگاه می کنم، بیشتر از هر چیزی به این فکر می کنم که بزرگ ترین مانع من، نه زبان بود، نه مدارک، نه دانشگاه.

بزرگ ترین مانع، عقب انداختن تصمیمی بود که مدت ها می ترسیدم جدی دنبالش کنم.

حالا هنوز مسیرم ادامه داره؛ از گرفتن ویزا گرفته تا شروع زندگی در انگلستان.

اما حداقل امروز خیالم راحته که اگر چند سال بعد به گذشته نگاه کنم، قرار نیست از خودم بپرسم: «کاش همون موقع اقدام کرده بودم.»

برای پرکردن فرم مشاوره رایگان با سبزاپلای و شروع ارزیابی شرایطت روی لینک زیر کلیک کن:

لینک دسترسی به فرم مشاوره

پذیرش مشروط انگلستان برای اشکان

فکر نمیکردم شانس اینو داشته باشم که مدرک زبان رو موقع شروع پروسه ارائه ندم و بازم پذیرش بگیرم ولی با راهنمایی های تیم قوی سبز اپلای این اتفاق افتاد و من الان انگلستان زندگی میکنم

من اشکانم، ۲۴ سالمه و الان دانشجوی کارشناسی ارشد معماری و طراحی داخلی ام توی دانشگاه میدل سکس لندن. هنوزم بعضی شب ها که توی خوابگاه از پنجره بیرونو نگاه می کنم، با خودم می گم واقعاً من اومدم اینجا؟ چون مسیر رسیدن به این نقطه، نه راحت بود، نه سریع، ولی شدنی بود.

من تو اسلامشهر بزرگ شدم، همون جا هم تو یه دانشگاه دولتی معماری خوندم. از همون ترم های آخر دانشگاه همیشه دلم می خواست ادامه بدم، ولی صادقانه بگم، اصلاً نمی دونستم از کجا باید شروع کنم. یه مدت فقط سرچ می کردم و بین سایت ها گم می شدم. یه شب، موقع چرخیدن توی اینستاگرام، پیج سبز اپلای رو دیدم. نوشته بودن مشاوره ی رایگان دارن برای کسایی که فرم رو پر کنن. گفتم خب، یه فرم پر کردن که ضرری نداره. پرش کردم و فرستادم.

دو سه روز بعد، یکی از کارشناس ها تماس گرفت. خیلی خودمونی و راحت صحبت کرد، نه مثل یه مشاور خشک و رسمی. ازم پرسید معدل و رشته ت چیه، آیلتس داری یا نه. گفتم ۱۶.۲ معدلمه و آیلتس هنوز ندارم ولی در حال خوندنم. گفتن “اشکال نداره، می تونیم پذیرش مشروط برات بگیریم، فقط تا قبل از ارسال مدارک نهایی باید مدرک زبان رو بدی.”

بعد گفتن قراردادشون هزار یوروئه، ولی پرداختش مرحله ایه: ۲۰ درصد موقع عقد قرارداد، ۶۰ درصد بعد از پذیرش و ۲۰ درصد بعد از گرفتن ویزا. پیش پرداخت اولیه اش هم حدود ۲۵ میلیون تومنه. گفتن دفترشون تو تهرانه، ولی اگه نخواستم حضوری برم، می تونم غیرحضوری قرارداد ببندم. برام خیلی خوب بود، چون نمی خواستم بین کلاس زبان و کارم، برم تهران.

چند روز فکر کردم و بالاخره گفتم “باشه، شروع کنیم.” همون موقع مدارکم رو فرستادم و پیش پرداخت رو پرداخت کردم. از اونجا به بعد، تیم سبز اپلای کارش رو شروع کرد. رزومه م رو بازنویسی کردن، تو نوشتن انگیزه نامه کمک کردن و اونو چندبار باهام مرور کردن، حتی توی انتخاب دانشگاه ها کمکم کردن. گفتن دانشگاه میدل سکس گزینه ی خوبی برای رشته ی منِ چون ترکیب طراحی و معماری رو پوشش می ده.

پذیرشم مشروط اومد، فقط لازم بود نمره ی آیلتسم رو بفرستم. اون موقع یه ماه وقت داشتم تا آزمون بدم. واقعاً فشرده خوندم، صبح تا شب. استرس داشتم ولی تیم سبز اپلای دائم پیگیر بود، بهم برنامه می دادن و روحیه م رو حفظ می کردن. بالاخره امتحان دادم و نمره م شد ۶.۵. وقتی نتیجه اومد، اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که “تمومش کردم.” مدارکمو فرستادم و بعد از چند هفته، پذیرش قطعی از دانشگاه میدل سکس رسید.

بعدش نوبت ویزا بود. سبز اپلای مرحله به مرحله راهنمایی م کرد، از پر کردن فرم ها تا تمرین مصاحبه ی سفارت. حتی یه جلسه ی تمرینی باهام گذاشتن تا جواب دادن هامو تنظیم کنم. گفتن “نگران نباش، فقط خودت باش.” و همین جمله باعث شد کل مصاحبه رو بدون استرس رد کنم.

وقتی ایمیل ویزا رسید، باورم نمی شد. اون شب تا صبح خوابم نبرد. فقط به مسیر چند ماهه ای فکر می کردم که از یه فرم ساده توی اینستاگرام شروع شده بود و حالا به یه بلیط هواپیما ختم شده بود. مرحله ی آخر پرداخت رو هم انجام دادم و شروع کردم به جمع کردن وسایلم.

وقتی رسیدم لندن، یکی از بچه های تیم سبز اپلای که اونجا بود کمکم کرد کارهای اداری رو انجام بدم: ثبت آدرس، حساب بانکی، بیمه، همه چی. بدون اون احتمالاً نصف کارا عقب می موند.

حالا چند ماهه که اینجام. درسام سنگینه، ولی دوست داشتنیه. از هر پروژه چیز جدیدی یاد می گیرم. بعضی وقتا دلم برای ایران تنگ می شه، برای خونواده و هوای اسلامشهر، ولی هر بار یادم می افته این مسیر با چقدر زحمت جلو رفت، یه نفس عمیق می کشم و ادامه می دم.

برای من سبز اپلای فقط یه تیم نبود، یه همراه واقعی بود توی مسیر مهاجرت تحصیلی. از اولین مشاوره تا روزی که پام رسید لندن، تنها نبودم. هر وقت توی راه دانشگاه از کنار ساختمون های قدیمی رد می شم، به خودم می گم

“همه چی از پر کردن یه فرم مشاوره ساده شروع شد.”

پذیرش ارشد برای سهیل 29 ساله

اسم من سهیله، ۲۹ سالمه.برنامه نویسم.
همیشه دلم می خواست برم خارج، ولی یه ترسی داشتم که نتونم از پسش بربیام. راستش خانواده ام اوضاع مالیشون بد نبود، مشکل بزرگ من چیز دیگه ای بود: زبانم افتضاح بود. از مدرسه تا دانشگاه، هر چی معلم انگلیسی داشتم ازش فرار کردم، همینقدر زبانی هم که بلدم به بخاطر شغلم مجبور بودم..

هدف اولم مهاجرت کاری بود، ولی دردسرای پیدا کردن کارفرما و ارسال رزومه و مصاحبه آنلاین تمومی نداشت ..

از اون طرف، مامان و بابام برام خیلی مهم بودن. مامان یه کم مریض احواله، نمیتونستم تنهاشون بزارم..

پسرخالم آرمین چند ساله لندن بود. هر دفعه تو ویدئوکال می گفت «سهیل بیا دیگه، اینجا جای توئه». حرفش مثل کرم می رفت تو دلم.

خلاصه، یه روز یه صفحه اینستاگرامی درباره مهاجرت تحصیلی با هزار یورو دیدم. کنجکاو شدم و فرم مشاوره پر کردم
بعد از از اینکه باهام تماس گرفتن و یه جلسه آنلاین با مشاور سبزاپلای در گوگل میت داشتم، متوجه شدم قراردادشون تضمین برگشت وجه داره، که اگه پذیرش نشم، پولم برمی گرده. راستش اون جمله برام مهم بود. آدم نمی خواد پول بده بعد تهش هیچی گیرش نیاد.

قرارداد رو بستم. مدارکمو فرستادم.

بعد از اون، فقط نشستم و صبر کردم. کار خاصی نداشتم. انگار یه وزنه از رو شونم برداشته شده بود.

تنها چیزی که آزارم می داد، فکر دوری از خونواده بود. بعضی شبها می گفتم به خودم «به چه قیمتی؟» ولی دوباره یاد حرف آرمین می افتادم که می گفت «یه گام بردار، بقیش درست می شه».

زمان گذشت و تیم سبزاپلای بهم خبر دادن، دانشگاه بیرمنگام پذیرش گرفتم.

نشستم به صفحه نگاه کردم. نه ذوق کردم، نه گریه. فقط یه نفس عمیق کشیدم.

الان مدت ها از اون روز ها میگذره
بعد از مدتی کارای ویزام رو هم انجام دادن و راهی اروپا شدم

ولی هنوز دلم تنگه خونه و آدماشه
ولی این تنهایی و سختی و دوری، میارزه..


شما هم میتونین برای مشاوره رایگان با سبزاپلای روی لینک کلیک کنید و فرم پر کنین :

فرم مشاوره رایگان

پذیرش انگلستان برای آرسام

اینکه بتونم برای ادامه تحصیل به یه کشور انگلیسی زبان مهاجرت کنم بزرگترین هدفم از دوران دبیرستان بود و با سبز اپلای موفق شدم به دستش بیارم اسم من آرسامه . ۲۶ سالمه و بیشتر زندگی مو توی هرمزگان گذروندم ، ولی الآن دارم اینو از انگلستان از سالفورد برای افرادی مثل خودم می نویسم. هنوزم هر از گاهی که به خودم نگاه می کنم، فکر می کنم این مسیر اصلاً اونجوری که تو کتاب ها می خونن نبوده؛ خیلی جاها حقیقی تر، پیچیده تر و در عین حال ساده تر از تصوراتم بوده.

من رشته م فین تکه؛ اونم تو دانشگاه سالفورد. معدل دیپلم و پیش دانشگاهی م ۱۸.۸ بود و آیلتس م ۶.۵ بود. چند سال قبل از این تصمیم، تو دانشگاه دولتی هرمزگان درس می خوندم و بیشتر با کارهای پروژه ای و داده سر و کار داشتم. همیشه دوست داشتم یه تغییر جدی بدم ولی فکر سن و هزینه و اینکه اصلاً از کجا شروع کنم، همیشه می اومد جلوتر. تا اینکه یه روز تو اینستاگرام با صفحه ی سبز اپلای آشنا شدم؛ نوشته بودن مشاوره رایگان دارن اگه فرم مشاوره رو پر کنی. با خودم گفتم امتحانش ضرر نداره، پرش کردم و فرستادم.

یه چند روز بعد، یکی از کارشناس هاشون تماس گرفت. خیلی راحت و بدون ادا و اطوار حرف زد. ازم پرسید چی خوندم، چه هدفی دارم، سطح زبانم چطوره و چقدر بودجه ای دارم. گفتن اگه بخوام می تونن برام دنبال پذیرش و حتی بورسیه بگردن. گفتن قراردادشون ۱۰۰۰ یوروئه و مدل پرداخت شون اینطوریه: ۲۰ درصد موقع عقد قرارداد، ۶۰ درصد بعد از گرفتن پذیرش و ۲۰ درصد آخر بعد از دریافت ویزا. پیش پرداخت اولیه رو گفتن حدود ۲۵ میلیون تومنه. مهم تر از همه گفتن دفترشون تو تهران هست اما اگه من نتونم بیام، امکان بستن قرارداد غیرحضوری هم هست. همین جمله برام یه دنیا آرامش آورد چون مرخصی گرفتن و سفر به تهران برای من سخت بود.

وقتی تصمیم گرفتم شروع کنم، کارشناس هاشون اینجوری همراهی م کردن که انگار دوست قدیمیمه. رزومه م رو چندبار بازنویسی کردن، انگیزه نامه مو جمله به جمله با هم مرور کردیم و برای اپلای به چند دانشگاه مختلف فرستادن. هر بار که نسخه ای می فرستادن، به من زمان می دادن که نگاه کنم و اگه چیزی هست تغییر بدم. حس می کردم واقعاً براشون مهمه که پرونده م درست باشه، نه اینکه صرفاً یه کار اداری انجام بدن.

بعد از چند هفته تلاش و هماهنگی، خبری اومد که هیچ وقت فراموشش نمی کنم: از دانشگاه سالفورد برام پذیرش اومده بود. وقتی تماس گرفتن و گفتن «آرسام تبریک میگم ، پذیرشت اومده»، اولش حتی باورم نشد. گوشی رو گذاشتم رو میز و یه لحظه فقط نشستم. بعد کلی خوشحالی و استرس با هم اومدن. از یه طرف ذوق داشتم از طرف دیگه می ترسیدم مرحله های بعدی رو نتونم درست جلو ببرم.

سبز اپلای بعد از پذیرش هم منو تنها نگذاشت. لیست مدارک و نمونه های لازم برای سفارت و نکات مهم مصاحبه رو برام فرستادن، چند بار باهام تمرین مصاحبه کردم و راهنمایی کردن که چه مدارکی رو آماده کنم. گفتن تضمین بازگشت وجه هم دارن: اگه با وجود قرارداد گرفتن، پذیرش نصیب کسی نشه نصف مبلغ رو برمی گردونن و اگه ویزا صادر نشه، کل مبلغ رو برمی گردونن.

وقتی ویزا هم صادر شد، مرحله آخر پرداخت رو تسویه کردم و آماده شدم برای سفر. رسیدن به سالفورد و دیدن اولین روزهای دانشگاه ساده و برنامه ریزی شده بود، ولی همچنان لحظه هایی دلتنگی می اومد؛ دلتنگ خانواده، هوای خونه، غذاهایی که مادرم درست می کرد. با این حال هر بار یادم می اومد که این مسیر از پر کردن یه فرم ساده شروع شد و از اینکه تصمیم گرفتم امتحان کنم، خوشحال می شم.

امروز، وقتی بین کلاس ها و پروژه ها می گردم، هر وقت با بچه های تیم سبز اپلای از پشت پرده کارشون حرف می زنم، می گم خیلی واقعیه ! برخلاف تمام موسساتی که توی ایران دیدم مرحله به مرحله حتی تو خدمات بعد از ویزا هم همراهن و واقعا تخصص دارن . توی تیمشون کارشناس هایی رو دارن که خودشون دنیا دیده ان و توی هر داستانی بهت مشاوره میدن .

اگه کسی ازم بپرسه توصیه م چیه، می گم: از هیچ چی نترس، یه فرم رو پر کن و یه مشاوره رایگان بگیر

شاید زندگی ات با یه تصمیم ساده یه سمت دیگه بپره. من اینطوری اومدم سالفورد؛ نه افسانه، نه قصه، فقط تصمیم، تلاش و یه تیم همراه.

روی لینک کلیک کن 👈🏻مشاوره رایگان مهاجرت تحصیلی اروپا

بازگشت به بالا