من صدفم، ۲۷ سالمه و اگر بخوام از داستان مهاجرتم بگم، باید برگردم خیلی سال قبل؛ تقریباً از همون دوران دبیرستان.
از همون موقع ته ذهنم این بود که یه روز برای تحصیل از ایران خارج بشم. برای همین حتی کلاس زبان رفتنم هم از همون سالها جدیتر شد. همیشه با خودم میگفتم اگر قراره یه روزی برای دانشگاه و ادامه تحصیل برم خارج، حداقل از الان باید زبانم رو قوی کنم.
وقتی رسیدم به انتخاب رشته دانشگاه، زبان و ادبیات انگلیسی رو انتخاب کردم. انتخابی که شاید برای خیلیها فقط یک انتخاب دانشگاهی باشه، ولی برای من بخشی از همون مسیری بود که از دبیرستان برای خودم تصور کرده بودم. دوست داشتم رشتهای بخونم که هم بهش علاقه دارم و هم اگر روزی تصمیم به مهاجرت گرفتم، ادامه دادنش برام راحتتر باشه.
کارشناسی رو با معدل ۱۷.۵ تموم کرم و از نظر تحصیلی و زبان، تقریباً حس میکردم آمادهام که قدم بعدی رو بردارم.
اما زندگی همیشه طبق برنامهای که برای خودمون میچینیم جلو نمیره.
بعد از کارشناسی، به خاطر یکسری شرایط خانوادگی، مخصوصاً جدایی پدر و مادرم، از نظر روحی شرایط خوبی نداشتم و نمیتونستم همزمان با اون وضعیت، مهاجرت رو هم جلو ببرم. برای همین چند سالی که قرار بود صرف اپلای و ساختن آیندهام بشه، عملاً گذشت.
گاهی حتی با خودم میگفتم شاید کلاً این مسیر رو کنار بذارم.
ولی وقتی شرایط خانوادگیام کمکم آرومتر شد، دوباره همون فکر قدیمی برگشت سراغم؛ «اگر قرار بود برم، چرا هنوز شروع نکردم؟»
این بار تصمیم گرفتم دیگه فقط درباره مهاجرت حرف نزنم و واقعاً دنبالش برم.
شروع کردم به سرچ کردن و دنبال کردن تجربه آدمهایی که برای تحصیل رفته بودن. از طریق اینستاگرام با سبزاپلای آشنا شدم. چندتا از محتواها و تجربههای قبلی رو دیدم و گفتم حداقل یک بار مشاوره بگیرم و ببینم اصلاً با شرایط من چه گزینههایی وجود داره.
فرم مشاوره رایگان رو پر کردم و جلسهام با آقای موسوی برگزار شد.
چیزی که برای من جالب بود این بود که جلسه صرفاً حول این موضوع نبود که «کدوم کشور بهتره؟»؛ شرایط تحصیلی، معدل، مدرک زبان و سابقهام بررسی شد و درباره مسیرهایی که میتونستم داشته باشم صحبت کردیم.
اتفاقاً من طی این سالها در حد معمولی کمی زبان آلمانی هم خونده بودم و همین موضوع باعث شد آلمان برایم گزینه قابلتوجهتری باشه. از طرفی با توجه به رشته و رزومهام، در جلسه مشاوره به این نتیجه رسیدیم که آلمان میتونه انتخاب مناسبی برای ادامه تحصیلم باشه.
همین جلسه باعث شد تصمیمی که سالها توی ذهنم بود، بالاخره شکل عملی پیدا کنه.
بعد از اینکه مسیر مشخص شد، قرارداد رو بستیم و کار پذیرش شروع شد. مدارکم بررسی شد، دانشگاهها و برنامههای مناسب با پروفایلم بررسی و برای گزینههای موردنظر اقدام شد.
البته من بعد از چند سال وقفه، دوباره وارد فضای اپلای شده بودم و طبیعتاً کلی استرس داشتم. مدام با خودم فکر میکردم نکنه این همه سال فاصله باعث شده باشه شانسم کمتر بشه؟ نکنه بعد از این همه صبر، باز هم اتفاقی نیفته؟
ولی سعی کردم این بار دیگه اجازه ندم استرس باعث بشه دوباره مسیرم رو عقب بندازم.
تا اینکه یک روز از طرف تیم بهم خبر دادن که پذیرشم اومده.
همون لحظهای که خبر رو شنیدم، واقعاً حس کردم چند سال انتظار و تمام اون روزهایی که به خاطر شرایط زندگی مجبور شده بودم مهاجرتم رو عقب بندازم، بالاخره یه جایی نتیجه داده.
برای من این پذیرش فقط قبولی در یک دانشگاه نبود؛ بیشتر شبیه این بود که بالاخره دوباره تونستم بخشی از همون آیندهای رو که از دوران دبیرستان برای خودم تصور کرده بودم، دنبال کنم.
حالا بعد از چند سال وقفه، من قراره تحصیلم رو در مقطع ارشد رشته English Literatures and Cultures در University of Bonn آلمان ادامه بدم.
گاهی واقعاً مسیر آدم دیرتر از چیزی که فکر میکرده شروع میشه، ولی این به معنی تموم شدنش نیست.
میتونی برای مشاوره رایگان با تیم تمام دانشجویی اروپا از طریق لینک زیر اقدام کنی:
🔗 فرم مشاوره رایگان