من ماهانم، ۲۵ سالمه و کارشناسی زبانشناسی رو دانشگاه تهران خوندم.
راستش آلمان از اول انتخاب اولم نبود. بیشتر دنبال این بودم که برای ارشد وارد یه محیط دانشگاهی بشم که واقعاً بتونم روی زبان و پژوهشهای مرتبط با اون کار کنم، نه اینکه فقط اسم یه کشور خارجی رو توی رزومهم داشته باشم.
ماجرا از جایی جدی شد که شروع کردم درباره رشتههای مختلف و دانشگاههای اروپا تحقیق کردن. چیزی که برام مهم بود این بود که رشته ارشدم واقعاً به چیزی که توی کارشناسی خونده بودم وصل باشه.
بعد از کلی بررسی، برنامه Master Linguistics / Applied Linguistics برام جذاب شد.
البته یه مشکل جدی وجود داشت؛ خیلی از برنامههایی که پیدا میکردم یا ظرفیت محدودی داشتن یا شرایط زبانی و درسی خاصی میخواستن.
از طرفی بعضی دانشگاهها هم با مدرک کارشناسی من دقیقاً همخوان نبودن و نمیخواستم صرفاً برای اینکه تعداد اپلایهام زیاد بشه، برای هر دانشگاهی درخواست بفرستم.
همین شد که با سبزاپلای آشنا شدم و بعد از مشاوره، تصمیم گرفتم مسیر رو با کمک تیم جلو ببرم. قبل از قرارداد هم دانشگاههایی که با شرایط تحصیلی من همخوانی داشتن بررسی شدن و بعد از اینکه لیست پیشنهادی رو دیدم و تأییدش کردم، کار اپلای شروع شد.
یکی از چالشهای اصلی برای من زبان آلمانی بود. چون تصمیم گرفته بودم گزینههای بیشتری برای آلمان داشته باشم، باید همزمان با آمادهسازی مدارک و اپلای، روی زبان آلمانی هم جدیتر کار میکردم.
از طرف دیگه، چون رشتهای که انتخاب کرده بودم ارتباط مستقیمی با زبان و ادبیات داشت، مدارک تحصیلی و سابقه دانشگاهیم باید با دقت بررسی میشد تا مشخص بشه برای شرایط رشته مقصد مناسب هستم.
همین بررسیها باعث شد روند اپلای کمی متفاوت از چیزی باشه که اول تصور میکردم.
در نهایت یکی از خبرهایی که خیلی منتظرش بودم رسید؛ دانشگاه ارفورت درخواست من رو پذیرفت و برای Master Literaturwissenschaft (Literature Studies) پذیرش گرفتم.
چیزی که این پذیرش رو برای من خاصتر کرد این بود که بالاخره حس کردم مسیرم از حالت «شاید بشه» خارج شده و تبدیل شده به یه برنامه واقعی و مشخص.
الان هنوز اول یه مسیر جدیدم، ولی حداقل دیگه میدونم قدم بعدی دقیقاً چیه :)