من محمدمهدی هستم و از همون سالهای دبیرستان، مسیر تحصیلیم رو در رشته ریاضی و فیزیک ادامه دادم. معدل دیپلمم ۱۸.۲۵ شد و بعد از اون تصمیم گرفتم آینده تحصیلی و کاری خودم رو در حوزهای بسازم که همیشه بهش علاقه داشتم.
اما یه جایی از مسیر، به این نتیجه رسیدم که اگر واقعاً میخوام توی این حوزه پیشرفت کنم، شاید بهتر باشه برای ادامه تحصیل، محیط جدیدی رو تجربه کنم.
اینجا بود که بحث مهاجرت تحصیلی برای من جدی شد.
البته تصمیم به رفتن اصلاً به این سادگی نبود.
یک طرف ماجرا هیجان تجربه زندگی در یک کشور جدید و تحصیل در یک دانشگاه معتبر بود و طرف دیگه، کلی سؤال و نگرانی داشتم.
آیا میتونم از پس زندگی مستقل بر بیام؟
هزینههای زندگی رو چطور مدیریت کنم؟
آیا زبان آلمانی برای تحصیل و زندگی کافی هست؟
و مهمتر از همه، اصلاً با شرایط تحصیلی من کدوم دانشگاهها گزینه مناسبی هستن؟
از بین کشورهای مختلف، اتریش خیلی زود توجه من رو جلب کرد.
یکی از دلایلش این بود که دانشگاههای اتریش، مخصوصاً در حوزههای فنی و مهندسی، اعتبار خوبی دارن و از طرفی هزینه تحصیلشون نسبت به خیلی از گزینههای دیگه منطقیتره.
اما یک چالش مهم وجود داشت:
زبان آلمانی.
اگر قرار بود مسیر اتریش رو انتخاب کنم، باید با زبان آلمانی هم کنار میاومدم.
یادگیری یک زبان جدید در کنار درس و برنامهریزی برای مهاجرت اصلاً کار راحتی نبود. بعضی وقتها حس میکردم همزمان دارم برای دو تا هدف مختلف تلاش میکنم؛ یکی آماده شدن برای دانشگاه و یکی آماده شدن برای زندگی در یک کشور آلمانیزبان.
ولی تصمیمم رو گرفته بودم.
شروع کردم جدیتر روی زبان آلمانی کار کردن و در کنارش، درباره دانشگاهها و شرایط پذیرش تحقیق کردم.
هرچه بیشتر درباره دانشگاههای اتریش میخوندم، یک اسم بیشتر از بقیه توجهم رو جلب میکرد:
دانشگاه فنی وین.
دانشگاهی که برای کسی با پیشزمینه مهندسی انتخاب خیلی جذابی بود.
اما طبیعتاً فقط علاقه کافی نبود.
باید مدارکم رو آماده میکردم، شرایط پذیرش رو دقیق بررسی میکردم و مطمئن میشدم همه چیز مطابق خواسته دانشگاه پیش میره.
یکی از سختترین قسمتهای مسیر همین جزئیات بود؛ اینکه هیچ مدرکی جا نمونه، ترجمهها درست باشن و هر مرحله دقیقاً در زمان خودش انجام بشه.
از طرف دیگه، هرچقدر به زمان ارسال درخواست نزدیکتر میشدم، استرسم هم بیشتر میشد.
بالاخره بعد از کلی بررسی و آمادهسازی، درخواست ارسال شد.
و بعد...
انتظار شروع شد.
اون روزها هر بار که ایمیل جدیدی دریافت میکردم، اولین فکرم این بود که نکنه جواب دانشگاه باشه.
از طرفی سعی میکردم خودم رو سرگرم کنم و بهش فکر نکنم، ولی واقعیت اینه که وقتی برای یک هدف بزرگ برنامهریزی کردی، نمیتونی به نتیجهاش فکر نکنی.
تا اینکه بالاخره جواب رسید.
TU Wien
وقتی دیدم از دانشگاه فنی وین پذیرش گرفتم، واقعاً حس عجیبی داشتم.
دانشگاهی که تا چند ماه قبل فقط اسمش رو در سایتها و رتبهبندیها میدیدم، حالا قرار بود مقصد تحصیلی من باشه.
پذیرش برای کارشناسی مهندسی برق و فناوری اطلاعات بود؛ دقیقاً در مسیری که به علاقه و پیشزمینه تحصیلی من نزدیک بود.
اون لحظه بیشتر از هر چیزی به مسیر پشت سر این نامه فکر میکردم.
به روزهایی که هنوز مطمئن نبودم اتریش رو انتخاب کنم یا نه.
به نگرانیهایی که درباره هزینهها و زندگی در یک کشور جدید داشتم.
به ساعتهایی که برای زبان آلمانی گذاشتم.
به تمام دفعاتی که مدارکم رو چک کردم تا مطمئن بشم چیزی اشتباه نیست.
و به روزهایی که منتظر یک ایمیل بودم و نمیدونستم قرار هست چه جوابی بگیرم.
حالا یک نامه جلوی روم بود که میگفت:
قبول شدی.
البته میدونم گرفتن پذیرش پایان مسیر نیست.
حالا باید برای رفتن آماده بشم؛ از کارهای مربوط به ویزا و مدارک گرفته تا پیدا کردن محل زندگی، برنامهریزی مالی و آماده شدن برای شروع زندگی دانشجویی در وین.
ولی این بار حداقل یک چیز رو با اطمینان میدونم:
قراره فصل بعدی زندگی من در TU Wien شروع بشه.
و شاید چند سال بعد، وقتی به امروز نگاه کنم، یادم بیاد که همهچیز از یک تصمیم شروع شد؛ تصمیمی که در ابتدا پر از سؤال و تردید بود، اما در نهایت من رو به جایی رسوند که همیشه آرزوش رو داشتم.
اگر تو هم مدتهاست به تحصیل در اروپا فکر میکنی ولی نمیدونی از کجا باید شروع کنی، شاید وقتشه اولین قدم رو برداری.
مشاوره رایگان سبزاپلای میتونه شروع همین مسیر باشه.