من پرینازم، ۲۹ سالمه و کارشناسی زبان و ادبیات انگلیسی دارم.
راستش شاید برای خیلیها ادبیات فقط یه رشته دانشگاهی باشه، ولی برای من از همون سالهای دانشگاه جدیتر از این حرفها بود. همیشه با خوندن رمان و تحلیل متن و ترجمه ارتباط خیلی خوبی داشتم و کمکم فهمیدم چیزی که واقعاً دوست دارم، ادامه دادن همین مسیر توی مقطع بالاتره.
اما تصمیم برای مهاجرت برای من یکشبه اتفاق نیفتاد.
پارسال بود که پارتنرم به آلمان مهاجرت کرد و این دوری و جدایی خیلی اذیت کننده بود..
دقیقا از همون روزایی که داشت کاراشو انجام میداد به رفتن فکر میکردم، ولی هنوز دانشجوی کارشناسی بودم و مخصوصاً اینکه مهاجرت فقط انتخاب دانشگاه نیست؛ بحث هزینه، زبان، مدارک، ویزا و هزار تا جزئیات دیگه هم هست.
من از طرفی نمیخواستم صرفاً برای اینکه از ایران خارج بشم، هر دانشگاه و رشتهای رو انتخاب کنم. برام مهم بود که رشتهای که میخونم واقعاً ادامه همون چیزی باشه که سالها براش وقت گذاشتم.
همین شد که وقتی تصمیمم برای اپلای جدی شد، با سبزاپلای آشنا شدم.
جلسه مشاوره برای من فقط این نبود که چند تا اسم دانشگاه بهم بدن. شرایط تحصیلی، سابقهای که در ترجمه داشتم و مسیر آیندهم بررسی شد.
یعنی عملاً همزمان با اپلای، باید خودم رو برای یک مرحله جدید از زندگی هم آماده میکردم؛ یاد گرفتن زبان آلمانی که تا قبل از این، بخش اصلی برنامهم نبود.
و بعد از کلی آمادهسازی و انتظار، بالاخره ایمیل دانشگاه رسید.
University of Erfurt برای مقطع کارشناسی ارشد Literaturwissenschaft پذیرش گرفتم.
وقتی نامه رو دیدم، اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که بالاخره اون همه دودلی و «نکنه نشه؟» تبدیل شده به یک جواب واقعی.
اتفاقاً شاید سختترین قسمت مسیرم تازه شروع شده باشه؛ ولی فرقش اینه که این بار دیگه دارم برای یک هدف مشخص تلاش میکنم.
من از یک طرف باید زبان آلمانی رو به سطح موردنیاز برسونم و از طرف دیگه خودم رو برای زندگی و تحصیل در یک کشور جدید آماده کنم.
برای مشاوره رایگان با تیم تمام دانشجویی ساکن اروپا روی لینک کلیک زیر کلیک کنید: