بعد از اینکه خبر دومین پذیرشم از FAU Erlangen-Nürnberg رو شنیدم، دیگه استرس اولیه‌ای که برای گرفتن پذیرش داشتم، تقریباً از بین رفته بود. حالا دو پذیرش از دانشگاه‌های معتبر آلمان داشتم و بیشتر از اینکه نگران گرفتن پذیرش باشم، منتظر بودم ببینم جواب بقیه دانشگاه‌هایی که براشون اپلای کرده بودم چی می‌شه.

با این حال، هر بار که ایمیل جدیدی دریافت می‌کردم، هنوز هم یه هیجان خاصی داشتم. بالاخره هر کدوم از این ایمیل‌ها می‌تونست یه قدم دیگه من رو به تصمیم نهایی و شروع زندگی جدیدم نزدیک‌تر کنه.

چند هفته بعد، دوباره یه خبر خوب از طرف تیم سبزاپلای دریافت کردم.

این بار اسم دانشگاهی که شنیدم، University of Tübingen بود.

اولین پذیرشم از توبینگن برای مقطع کارشناسی ارشد رشته American Studies بود.

وقتی نامه پذیرش رو دیدم، واقعاً خوشحال شدم.

دانشگاهی که اسمش رو بارها در بین دانشگاه‌های معتبر آلمان دیده بودم، حالا من رو برای ادامه تحصیل پذیرفته بود.

اما این پذیرش برای من فقط به معنی اضافه شدن یک دانشگاه دیگه به لیست پذیرش‌هام نبود.

سه پذیرش از سه دانشگاه مختلف آلمان داشتم و این موضوع بیشتر از هر چیز دیگه‌ای بهم ثابت می‌کرد که تمام تلاش‌هایی که برای ساختن این مسیر کرده بودم، نتیجه داده.

از معدل دانشگاه و سابقه‌ای که سعی کرده بودم در طول سال‌های تحصیل به دست بیارم، تا تلاش برای زبان انگلیسی و گرفتن آیلتس ۸ و بعد از اون، ماه‌ها تحقیق و آماده‌سازی مدارک و اپلای، همه این مراحل بالاخره خودشون رو نشون داده بودن.

اما هنوز یه اتفاق دیگه هم در راه بود که اصلاً انتظارش رو نداشتم.

چند هفته بعد، دوباره از طرف تیم سبزاپلای خبر گرفتم که یک پذیرش دیگه هم برام اومده.

وقتی اسم دانشگاه رو شنیدم، باورم نمی‌شد.

دوباره University of Tübingen!

این بار برای مقطع کارشناسی ارشد رشته English Linguistics پذیرفته شده بودم.

یعنی حالا از توبینگن، دو پذیرش برای دو رشته مختلف داشتم؛ American Studies و English Linguistics.

اون لحظه که به چهار پذیرش نگاه می‌کردم، یه حس عجیبی داشتم.

تا همین چند وقت قبل، بزرگ‌ترین دغدغه‌ام این بود که آیا اصلاً می‌تونم از یک دانشگاه معتبر آلمان پذیرش بگیرم یا نه.

اما حالا شرایط کاملاً فرق کرده بود.

‏Heidelberg، FAU Erlangen-Nürnberg و دو پذیرش از University of Tübingen.

فکر می‌کنم قشنگ‌ترین بخش این اتفاق این بود که دیگه لازم نبود فقط امیدوار باشم که پرونده‌ام مورد قبول دانشگاه‌ها قرار بگیره؛ حالا چند دانشگاه مختلف من رو برای ادامه تحصیل پذیرفته بودن.

و همین موضوع باعث شده بود نگاه من به مسیر مهاجرت تحصیلی کاملاً عوض بشه.

حالا به جای اینکه از خودم بپرسم «آیا می‌تونم پذیرش بگیرم؟»، باید به این فکر می‌کردم که «کدوم دانشگاه و کدوم رشته برای آینده من انتخاب بهتریه؟»

وقتی به چند سال گذشته فکر می‌کنم، می‌بینم رسیدن به این نقطه اصلاً اتفاقی نبوده.

سال‌ها قبل فقط یه دختر بودم که رویای زندگی و تحصیل در یه کشور دیگه رو توی ذهنش داشت و نمی‌دونست دقیقاً چطور باید بهش برسه.

بعد وارد دانشگاه شدم و سعی کردم هر تصمیمی که می‌گیرم، من رو یه قدم به اون هدف نزدیک‌تر کنه.

اون روزها شاید نمی‌دونستم آخر این مسیر قراره به کجا برسم.

اما امروز وقتی چهار نامه پذیرش رو کنار هم می‌بینم، می‌فهمم که هیچ‌کدوم از اون تلاش‌ها بی‌نتیجه نبوده.

البته هنوز مسیر کاملاً تموم نشده و مرحله ویزا و آماده شدن برای شروع زندگی دانشجویی در آلمان رو پیش رو دارم.

اما حالا با اطمینان خیلی بیشتری ادامه می‌دم.

اگه تو هم رویای تحصیل در آلمان یا کشورهای دیگه رو داری، شاید وقتشه اولین قدم رو برداری.

مشاوره رایگان سبزاپلای می‌تونه شروع همین مسیر باشه. روی لینک زیر کلیک کن👇🏻

لینک فرم مشاوره رایگان

لینک دسترسی به داستان پذیرش اول مهسا از هایدلبرگ

لینک دسترسی به داستان پذیرش دوم مهسا از FAU

بازگشت به بالا