سلام، من یگانه‌ام، ۲۶ سالمه.

دوستام همیشه یه شوخی باهام می‌کردن. می‌گفتن: «آخر هر دورهمی، معلوم نیست چطور، ولی همه آخرش کنار تو می‌شینن و درد دل می‌کنن!»

راستش خودمم هیچ‌وقت از شنیدن حرف آدم‌ها خسته نمی‌شدم. از اینکه بفهمم هر کسی چرا یه جور فکر می‌کنه یا چطور میشه کمکش کرد، لذت می‌بردم. شاید برای همین بدون هیچ شکی رشته روانشناسی رو انتخاب کردم.

بعد از فارغ‌التحصیلی، مدتی مشغول کار شدم. زندگی آروم پیش می‌رفت، اما ته دلم حس می‌کردم هنوز جای رشد دارم. همیشه دلم می‌خواست توی یک سیستم آموزشی جدید درس بخونم.

از همون موقع، هدفم آلمان بود.

شروع کردم زبان آلمانی خوندن، برای خودم برنامه ریختم و مطمئن بودم باید تا سطح C1 برسم، بعد تازه اپلای کنم.

مدت‌ها بود صفحه اینستاگرام سبزاپلای رو دنبال می‌کردم و داستان پذیرش دانشجوها رو می‌خوندم. بالاخره یه روز تصمیم گرفتم فقط برای اینکه خیالم راحت بشه، یه جلسه مشاوره رزرو کنم.

توی جلسه با آقای موسوی صحبت کردم و دقیقاً همون‌جا مسیرم عوض شد.

بعد از بررسی رزومه‌م، گفتن:

«چرا خودت رو محدود به آلمان کردی؟»

بعد برام توضیح دادن که برای بعضی از دانشگاه‌های اتریش، می‌تونم با A2 آلمانی پذیرش مشروط بگیرم و یا با آیلتس حداقل ۶.۵ اقدام کنم و لازم نیست منتظر C1 بمونم.

راستش چند ثانیه فقط سکوت کرده بودم.

همه این مدت فکر می‌کردم هنوز برای اقدام زوده، در حالی که فقط از یک مسیر بهتر خبر نداشتم...
آیلتس دادن رو یه کار بیهوده میدونستم، سطح زبانم خوب بود ولی در نهایت باید زبان بومی اون کشور رو یاد میگرفتم و ترجیحم این بود به همون زبان درس بخونم..

همون روز که جلسه تموم شد، تمام برنامه‌ای که برای آلمان چیده بودم عوض شد. برگشتم خونه، ساعت‌ها درباره دانشگاه‌های اتریش تحقیق کردم و هرچی بیشتر می‌خوندم، بیشتر مطمئن می‌شدم این مسیر برای شرایط من منطقی‌تره.

چند روز بعد قرارداد بستم و برای لگال مدارکم آماده شدم، پرونده‌م آماده شد و برای دانشگاه‌های اتریش اقدام کردیم.

راستش، از همون لحظه‌ای که مدارکم ارسال شد، هر روز ایمیلم رو چک می‌کردم. حتی یه دفترچه کوچیک کنار میزم گذاشته بودم و هر بار که یکی از مراحل پرونده جلو می‌رفت، تاریخش رو یادداشت می‌کردم. شاید برای بقیه کار عجیبی باشه، ولی برای من هر مرحله یعنی نزدیک‌تر شدن به رؤیایی که مدت‌ها منتظرش بودم.

تا اینکه یک روز صبح،گوشیم زنگ خورد.

شماره کارشناس تیم سبزاپلای بود که از داخل ایران با بچه ها هماهنگی های لازم رو انجام میداد.

با خودم گفتم احتمالاً درباره یکی از مدارکه.

اما هنوز سلام و احوالپرسی تموم نشده بود که شنیدم:

«یگانه جان، تبریک... از دانشگاه وین پذیرش گرفتی.»

چند لحظه هیچ حرفی نزدم.

فقط نشستم روی مبل و دوباره پرسیدم:

«دانشگاه وین؟ جدی؟»

وقتی تماس تموم شد، اولین کاری که کردم این بود که رفتم سراغ همون دفترچه‌ای که توش تاریخ‌ها رو می‌نوشتم و پایین آخرین صفحه نوشتم:

«پذیرش دانشگاه وین؛ کارشناسی ارشد علوم تربیتی.»

اون لحظه تازه فهمیدم گاهی چیزی که آدم رو از رسیدن به هدفش دور نگه می‌داره، کمبود رزومه یا مدرک نیست؛ فقط نداشتن اطلاعات درسته.

من ماه‌ها فکر می‌کردم باید حتماً کلی صبر کنم و بعد برای آلمان اقدام کنم.

اما یک جلسه مشاوره باعث شد بفهمم مسیر مناسب‌تری هم وجود داره؛ مسیری که باعث شد زودتر وارد پروسه اپلای بشم و امروز نامه پذیرش دانشگاه وین رو توی دستم داشته باشم.

گاهی فقط کافیه به جای اینکه مدت‌ها منتظر بمونی، از کسی که مسیر رو می‌شناسه سؤال بپرسی.

شاید همون سؤال، کل آینده‌ت رو تغییر بده.

مهاجرتت رو با پر کردن فرم مشاوره رایگان با تیم سبزاپلای شروع کن:
🔗 لینک فرم مشاوره
بازگشت به بالا