پذیرش و ویزای تحصیلی اتریش محدودیت سنی نداره و ویزای همراه رو برای همسر و فرزندان زیر ۱۸ سال همزمان میده. شرایط دانشجوهایی که از اتریش براشون پذیرش گرفتیم رو اینجا بخون

پذیرش کارشناسی برای محمد مهدی

من محمدمهدی هستم و از همون سال های دبیرستان، مسیر تحصیلیم رو در رشته ریاضی و فیزیک ادامه دادم. معدل دیپلمم ۱۸.۲۵ شد و بعد از اون تصمیم گرفتم آینده تحصیلی و کاری خودم رو در حوزه ای بسازم که همیشه بهش علاقه داشتم.

اما یه جایی از مسیر، به این نتیجه رسیدم که اگر واقعاً می خوام توی این حوزه پیشرفت کنم، شاید بهتر باشه برای ادامه تحصیل، محیط جدیدی رو تجربه کنم.
اینجا بود که بحث مهاجرت تحصیلی برای من جدی شد.
البته تصمیم به رفتن اصلاً به این سادگی نبود.
یک طرف ماجرا هیجان تجربه زندگی در یک کشور جدید و تحصیل در یک دانشگاه معتبر بود و طرف دیگه، کلی سؤال و نگرانی داشتم.
آیا می تونم از پس زندگی مستقل بر بیام؟
هزینه های زندگی رو چطور مدیریت کنم؟
آیا زبان آلمانی برای تحصیل و زندگی کافی هست؟
و مهم تر از همه، اصلاً با شرایط تحصیلی من کدوم دانشگاه ها گزینه مناسبی هستن؟
از بین کشورهای مختلف، اتریش خیلی زود توجه من رو جلب کرد.

یکی از دلایلش این بود که دانشگاه های اتریش، مخصوصاً در حوزه های فنی و مهندسی، اعتبار خوبی دارن و از طرفی هزینه تحصیلشون نسبت به خیلی از گزینه های دیگه منطقی تره.
اما یک چالش مهم وجود داشت:
زبان آلمانی.
اگر قرار بود مسیر اتریش رو انتخاب کنم، باید با زبان آلمانی هم کنار می اومدم.

یادگیری یک زبان جدید در کنار درس و برنامه ریزی برای مهاجرت اصلاً کار راحتی نبود. بعضی وقت ها حس می کردم هم زمان دارم برای دو تا هدف مختلف تلاش می کنم؛ یکی آماده شدن برای دانشگاه و یکی آماده شدن برای زندگی در یک کشور آلمانی زبان.

ولی تصمیمم رو گرفته بودم.
شروع کردم جدی تر روی زبان آلمانی کار کردن و در کنارش، درباره دانشگاه ها و شرایط پذیرش تحقیق کردم.
هرچه بیشتر درباره دانشگاه های اتریش می خوندم، یک اسم بیشتر از بقیه توجهم رو جلب می کرد:

دانشگاه فنی وین.

دانشگاهی که برای کسی با پیش زمینه مهندسی انتخاب خیلی جذابی بود.
اما طبیعتاً فقط علاقه کافی نبود.
باید مدارکم رو آماده می کردم، شرایط پذیرش رو دقیق بررسی می کردم و مطمئن می شدم همه چیز مطابق خواسته دانشگاه پیش می ره.
یکی از سخت ترین قسمت های مسیر همین جزئیات بود؛ اینکه هیچ مدرکی جا نمونه، ترجمه ها درست باشن و هر مرحله دقیقاً در زمان خودش انجام بشه.
از طرف دیگه، هرچقدر به زمان ارسال درخواست نزدیک تر می شدم، استرسم هم بیشتر می شد.
بالاخره بعد از کلی بررسی و آماده سازی، درخواست ارسال شد.
و بعد...
انتظار شروع شد.
اون روزها هر بار که ایمیل جدیدی دریافت می کردم، اولین فکرم این بود که نکنه جواب دانشگاه باشه.
از طرفی سعی می کردم خودم رو سرگرم کنم و بهش فکر نکنم، ولی واقعیت اینه که وقتی برای یک هدف بزرگ برنامه ریزی کردی، نمی تونی به نتیجه اش فکر نکنی.
تا اینکه بالاخره جواب رسید.
‏TU Wien
وقتی دیدم از دانشگاه فنی وین پذیرش گرفتم، واقعاً حس عجیبی داشتم.
دانشگاهی که تا چند ماه قبل فقط اسمش رو در سایت ها و رتبه بندی ها می دیدم، حالا قرار بود مقصد تحصیلی من باشه.
پذیرش برای کارشناسی مهندسی برق و فناوری اطلاعات بود؛ دقیقاً در مسیری که به علاقه و پیش زمینه تحصیلی من نزدیک بود.
اون لحظه بیشتر از هر چیزی به مسیر پشت سر این نامه فکر می کردم.
به روزهایی که هنوز مطمئن نبودم اتریش رو انتخاب کنم یا نه.
به نگرانی هایی که درباره هزینه ها و زندگی در یک کشور جدید داشتم.
به ساعت هایی که برای زبان آلمانی گذاشتم.
به تمام دفعاتی که مدارکم رو چک کردم تا مطمئن بشم چیزی اشتباه نیست.
و به روزهایی که منتظر یک ایمیل بودم و نمی دونستم قرار هست چه جوابی بگیرم.
حالا یک نامه جلوی روم بود که می گفت:
قبول شدی.

البته می دونم گرفتن پذیرش پایان مسیر نیست.
حالا باید برای رفتن آماده بشم؛ از کارهای مربوط به ویزا و مدارک گرفته تا پیدا کردن محل زندگی، برنامه ریزی مالی و آماده شدن برای شروع زندگی دانشجویی در وین.

ولی این بار حداقل یک چیز رو با اطمینان می دونم:
قراره فصل بعدی زندگی من در TU Wien شروع بشه.
و شاید چند سال بعد، وقتی به امروز نگاه کنم، یادم بیاد که همه چیز از یک تصمیم شروع شد؛ تصمیمی که در ابتدا پر از سؤال و تردید بود، اما در نهایت من رو به جایی رسوند که همیشه آرزوش رو داشتم.

اگر تو هم مدت هاست به تحصیل در اروپا فکر می کنی ولی نمی دونی از کجا باید شروع کنی، شاید وقتشه اولین قدم رو برداری.
مشاوره رایگان سبزاپلای می تونه شروع همین مسیر باشه.

فرم مشاوره رایگان با تیم سبزاپلای

پذیرش ارشد مهندسی برای زینب

من زینب هستم، ۲۵ سالمه و کارشناسی مهندسی مواد خوندم.

از همون دوران دانشگاه، ادامه تحصیل خارج از ایران یکی از هدف هام بود. برای همین سعی کردم در کنار درس، روی زبان انگلیسی هم کار کنم و در نهایت تونستم آیلتس ۶.۵ بگیرم.

راستش اول مسیر، فکر می کردم با توجه به اینکه زبان انگلیسیم خوبه، بهتره سراغ کشورها و دانشگاه هایی برم که بتونم با زبان انگلیسی براشون اقدام کنم.

تا اینکه با سبزاپلای آشنا شدم.

وقتی درباره شرایط مختلف کشورها و مسیرهای اپلای با تیم مشورت کردم، با یک گزینه جالب آشنا شدم؛ اتریش و امکان گرفتن پذیرش مشروط.

یعنی می تونستم ابتدا برای دانشگاه پذیرش بگیرم، یک دوره زبان آلمانی رو بگذرونم و بعد از رسیدن به سطح زبان موردنظر، وارد دوره اصلی کارشناسی ارشد بشم.

از طرف دیگه، یکی از نکات مثبتی که درباره اتریش برای من وجود داشت، هزینه پایین تر تحصیل نسبت به خیلی از گزینه های دیگه بود. اینکه لازم نبود برای تحصیل شهریه های سنگین پرداخت کنم، باعث شد این انتخاب برام منطقی تر و مطمئن تر بشه.

این مسیر برای من خیلی جذاب بود.

چون تا قبل از اون، اصلاً برنامه ای برای تحصیل به زبان آلمانی نداشتم و طبیعتاً یادگیری یک زبان جدید هم خودش چالش بزرگی بود. ولی وقتی شرایط اتریش و مسیر پذیرش مشروط رو فهمیدم، با خودم گفتم چرا که نه؟

تصمیم گرفتم به جای اینکه فقط به مسیر انگلیسی زبان فکر کنم، یک مسیر جدید رو امتحان کنم و شروع کردم به یادگیری آلمانی.

با اینکه هنوز در ابتدای مسیر بودم و سطح زبان آلمانیم بالا نبود، تصمیمم رو گرفته بودم که این راه رو تا آخر ادامه بدم.

در کنار آلمانی، سابقه تحصیلی و علمی خودم در مهندسی مواد هم کمکم می کرد. در دوران کارشناسی تجربه فعالیت آزمایشگاهی در حوزه علم و مهندسی مواد داشتم و با روش های آزمایشگاهی و مشخصه یابی مواد هم آشنا شده بودم.

بعد از آماده شدن مدارک و طی شدن مراحل اپلای، منتظر نتیجه بودم.

تا اینکه خبر اولین پذیرش رسید.

‏University of Vienna

برای مقطع کارشناسی ارشد Chemistry and Technology of Materials پذیرش مشروط گرفتم.

یعنی حالا یک قدم جدی به هدفم نزدیک تر شده بودم و فقط باید مسیر زبان آلمانی رو ادامه می دادم تا بتونم وارد دوره اصلی تحصیلم بشم.

اینجا دیگه واقعاً خوشحال بودم؛ چون تصمیمی که چند ماه قبل گرفته بودم و در ابتدا شاید کمی غیرعادی به نظر می رسید، حالا داشت نتیجه خودش رو نشون می داد.

شاید اگر اون روز با سبزاپلای مشورت نمی کردم و با شرایط پذیرش مشروط اتریش آشنا نمی شدم، اصلاً به این مسیر فکر نمی کردم.

گاهی برای رسیدن به چیزی که می خوای، لازم نیست همه شرایط از روز اول ایده آل باشه؛ کافیه یک مسیر مناسب پیدا کنی و حاضر باشی برای رسیدن بهش چیزهای جدید یاد بگیری.

برای من، اون چیز جدید زبان آلمانی بود.

اگه تو هم فکر می کنی شرایطت برای مهاجرت تحصیلی مناسبت نیست یا نمی دونی از چه مسیری باید اقدام کنی، شاید فقط هنوز مسیر درست خودت رو پیدا نکردی.

مشاوره رایگان سبزاپلای می تونه شروع همین مسیر باشه. روی لینک زیر کلیک کن👇🏻

لینک مشاوره رایگان تخصصی اپلای تحصیلی به اروپا

پذیرش مشروط با A2 برای یگانه

سلام، من یگانه ام، ۲۶ سالمه.

دوستام همیشه یه شوخی باهام می کردن. می گفتن: «آخر هر دورهمی، معلوم نیست چطور، ولی همه آخرش کنار تو می شینن و درد دل می کنن!»

راستش خودمم هیچ وقت از شنیدن حرف آدم ها خسته نمی شدم. از اینکه بفهمم هر کسی چرا یه جور فکر می کنه یا چطور میشه کمکش کرد، لذت می بردم. شاید برای همین بدون هیچ شکی رشته روانشناسی رو انتخاب کردم.

بعد از فارغ التحصیلی، مدتی مشغول کار شدم. زندگی آروم پیش می رفت، اما ته دلم حس می کردم هنوز جای رشد دارم. همیشه دلم می خواست توی یک سیستم آموزشی جدید درس بخونم.

از همون موقع، هدفم آلمان بود.

شروع کردم زبان آلمانی خوندن، برای خودم برنامه ریختم و مطمئن بودم باید تا سطح C1 برسم، بعد تازه اپلای کنم.

مدت ها بود صفحه اینستاگرام سبزاپلای رو دنبال می کردم و داستان پذیرش دانشجوها رو می خوندم. بالاخره یه روز تصمیم گرفتم فقط برای اینکه خیالم راحت بشه، یه جلسه مشاوره رزرو کنم.

توی جلسه با آقای موسوی صحبت کردم و دقیقاً همون جا مسیرم عوض شد.

بعد از بررسی رزومه م، گفتن:

«چرا خودت رو محدود به آلمان کردی؟»

بعد برام توضیح دادن که برای بعضی از دانشگاه های اتریش، می تونم با A2 آلمانی پذیرش مشروط بگیرم و یا با آیلتس حداقل ۶.۵ اقدام کنم و لازم نیست منتظر C1 بمونم.

راستش چند ثانیه فقط سکوت کرده بودم.

همه این مدت فکر می کردم هنوز برای اقدام زوده، در حالی که فقط از یک مسیر بهتر خبر نداشتم...
آیلتس دادن رو یه کار بیهوده میدونستم، سطح زبانم خوب بود ولی در نهایت باید زبان بومی اون کشور رو یاد میگرفتم و ترجیحم این بود به همون زبان درس بخونم..

همون روز که جلسه تموم شد، تمام برنامه ای که برای آلمان چیده بودم عوض شد. برگشتم خونه، ساعت ها درباره دانشگاه های اتریش تحقیق کردم و هرچی بیشتر می خوندم، بیشتر مطمئن می شدم این مسیر برای شرایط من منطقی تره.

چند روز بعد قرارداد بستم و برای لگال مدارکم آماده شدم، پرونده م آماده شد و برای دانشگاه های اتریش اقدام کردیم.

راستش، از همون لحظه ای که مدارکم ارسال شد، هر روز ایمیلم رو چک می کردم. حتی یه دفترچه کوچیک کنار میزم گذاشته بودم و هر بار که یکی از مراحل پرونده جلو می رفت، تاریخش رو یادداشت می کردم. شاید برای بقیه کار عجیبی باشه، ولی برای من هر مرحله یعنی نزدیک تر شدن به رؤیایی که مدت ها منتظرش بودم.

تا اینکه یک روز صبح،گوشیم زنگ خورد.

شماره کارشناس تیم سبزاپلای بود که از داخل ایران با بچه ها هماهنگی های لازم رو انجام میداد.

با خودم گفتم احتمالاً درباره یکی از مدارکه.

اما هنوز سلام و احوالپرسی تموم نشده بود که شنیدم:

«یگانه جان، تبریک... از دانشگاه وین پذیرش گرفتی.»

چند لحظه هیچ حرفی نزدم.

فقط نشستم روی مبل و دوباره پرسیدم:

«دانشگاه وین؟ جدی؟»

وقتی تماس تموم شد، اولین کاری که کردم این بود که رفتم سراغ همون دفترچه ای که توش تاریخ ها رو می نوشتم و پایین آخرین صفحه نوشتم:

«پذیرش دانشگاه وین؛ کارشناسی ارشد علوم تربیتی.»

اون لحظه تازه فهمیدم گاهی چیزی که آدم رو از رسیدن به هدفش دور نگه می داره، کمبود رزومه یا مدرک نیست؛ فقط نداشتن اطلاعات درسته.

من ماه ها فکر می کردم باید حتماً کلی صبر کنم و بعد برای آلمان اقدام کنم.

اما یک جلسه مشاوره باعث شد بفهمم مسیر مناسب تری هم وجود داره؛ مسیری که باعث شد زودتر وارد پروسه اپلای بشم و امروز نامه پذیرش دانشگاه وین رو توی دستم داشته باشم.

گاهی فقط کافیه به جای اینکه مدت ها منتظر بمونی، از کسی که مسیر رو می شناسه سؤال بپرسی.

شاید همون سؤال، کل آینده ت رو تغییر بده.

مهاجرتت رو با پر کردن فرم مشاوره رایگان با تیم سبزاپلای شروع کن:
🔗 لینک فرم مشاوره

دومین پذیرش آمنه از اتریش

سلام،من آمنه ام، قبلا هم براتون داستان مهاجرتم رو نوشته بودم، همون طور که قبلاً براتون تعریف کرده بودم، چطور بعد از کلی تلاش، ریجکت ها و شب های خسته کننده، بالاخره پذیرش رشته Digital Economy رو گرفتم و حس فوق العاده ای داشتم.

ولی امروز یه خبر دیگه بهم رسید که واقعاً منو سوپرایز کرد
خانم محمدی از تیم سبزاپلای خبر داد که پذیرش دومم رو هم گرفتم، این بار برای ارشد رشته اقتصاد آزمایشی در دانشگاه اینسبروک – یکی از بهترین دانشگاه های اتریش!
راستش رو بخواید، اصلاً فکر نمی کردم دوباره پذیرش بگیرم و اونم این قدر سریع. وقتی نامه پذیرش دوم رسید، یک لحظه خشکم زد و بعدش از هیجان نمی دونستم چی کار کنم:)

رشته کارشناسی م اقتصاد نظری بوده و حالا با این پذیرش می تونم مسیرم رو توی ارشد ادامه بدم و از اون مسیر استراتژیک که سبزاپلای بهم پیشنهاد داده بود استفاده کنم.

واقعا حس فوق العاده ای دارم که الان دو تا پذیرش دارم، حالا دارم همه شرایط دانشگاه ها و موقعیتشون رو میسنجم تا ببینم کدوم مسیر بیشتر به دلم می شینه و بعد کارهای نهایی برای ویزا و تحصیل رو انجام بدیم.

این مسیر بهم یاد داد که مهاجرت فقط گرفتن مدرک و نمره زبان نیست؛ ترکیبیه از صبر، استراتژی و پذیرش اینکه کمک گرفتن از یه تیم حرفه ای نه تنها اشکال نداره، بلکه می تونه مسیرت رو خیلی سریع تر و درست تر پیش ببره.

داستان اولین پذیرش من رو میتونی از لینک زیر بخونی👇🏻🇦🇹
لینک دسترسی به داستان من


برای مشاوره رایگان با تیم دانشجویی اروپا و مشخص کردن مسیر واقعی و اصلیت روی دکمه زیر کلیک کن

فرم مشاوره رایگان

پذیرش اتریش برای ارشد مجدد دانشگاه وین

من آمنه ام، ۲۹ سالمه، متأهلم و مسیر مهاجرت من بیشتر شبیه یه داستانی بود که هر بار فکر می کردم به آخرش رسیدم، تازه فهمیدم اول راه بودم. وقتی ارشدم رو گرفتم، همه فکر می کردن دیگه باید آروم بگیرم؛ مدرک داشتم، زندگی مشترکم خوب بود، شرایط بدی نداشتم. ولی یه حس ناآرومی تو دلم بود، یه چیزی که مدام می گفت این آخرش نیست. من همیشه خودم رو آدمی می دیدم که می تونه بیشتر رشد کنه، بیشتر تجربه کنه، یه زندگی متفاوت تر بسازه.

تصمیم گرفتم روی آیلتس تمرکز کنم. چند ماه کامل خودم رو غرق زبان کردم. از صبح تا شب با لغت و لیسنینگ و رایتینگ سر و کله می زدم. بعضی شب ها از خستگی اشکم درمیومد ولی ول نمی کردم. همسرم کنارم بود، تشویقم می کرد.
وقتی نتیجه اومد و نمره ای که می خواستم رو گرفتم، حس کردم یه قله رو فتح کردم. اون شب با هم رفتیم بیرون و یه جشن کوچیک گرفتیم، ولی تو ذهن من اون فقط شروع یه مسیر بزرگ تر بود.

بعدش با اعتماد به نفس کامل گفتم حالا وقت اپلای دکتراست. با خودم فکر کردم من که ارشد دارم، آیلتس دارم، چرا نتونم؟ شروع کردم تنهایی همه کارها رو انجام دادن. ساعت ها سرچ می کردم، سایت دانشگاه ها رو زیر و رو می کردم، استادها رو پیدا می کردم، مقاله هاشون رو می خوندم، ایمیل می زدم. CV نوشتم و ده بار عوضش کردم. انگیزه نامه نوشتم و هر بار حس کردم کافی نیست، دوباره از اول شروع کردم.و کلی وقت روش گذاشتم. همه مدارکم رو خودم جمع و جور کردم.

برای چند تا پوزیشن دکترا اپلای کردم و بعد شروع شد سخت ترین بخش ماجرا: انتظار. هر بار ایمیل می اومد قلبم تند می زد. هر بار نوتیفیکیشن می دیدم نفس تو سینه م حبس می شد. ولی یکی یکی جواب ها اومد و هیچ کدومشون پذیرش نبود. بعضی ها محترمانه رد کرده بودن، بعضی ها حتی جواب هم نداده بودن. آخرین ریجکت که اومد، خیلی شکستم. نه فقط به خاطر اینکه قبول نشده بودم، بلکه به خاطر اینکه حس می کردم تمام اون انرژی و امیدم انگار بی نتیجه مونده.

یه مدت بی خیال شدم. حتی به همسرم گفتم شاید کلاً مهاجرت برای ما نیست. ولی واقعیت اینه که اون رؤیا از ذهنم پاک نمی شد. هر بار که درباره آینده حرف می زدیم، باز می رسیدیم به همون سؤال: «اگه امتحان نکنیم چی؟» همسرم گفت شاید مشکل از تلاش زیاد نیست، از مسیر اشتباهه. اونجا بود که برای اولین بار قبول کردم شاید تنهایی جلو رفتن همیشه بهترین تصمیم نیست.

شروع کردم دنبال یه موسسه معتبر گشتن. خیلی وسواس داشتم؛ نمی خواستم فقط پول بدم و یه روند تکراری برام انجام بدن. تجربه آدم ها رو خوندم، مقایسه کردم، تحقیق کردم تا اینکه با سبزاپلای آشنا شدم. یه مشاوره اولیه رایگان با کارشناس ارشدشون برام تنظیم شد. راستش قبل جلسه فکر می کردم قراره مثل بقیه فقط حرف های کلی بشنوم، ولی از همون اول جلسه فرق داشت. رزومه م رو دقیق بررسی کردن، گفتن چرا برای دکترا مستقیم اقدام کردم و شاید استراتژی درستی نبوده، شرایط من و همسرم رو با هم سنجیدن، درباره کشورها و نوع ویزا توضیح دادن و برای اولین بار یکی خیلی شفاف گفت: «برای شرایط شما، تحصیل تو اتریش با اپلای مجدد ارشد می تونه هوشمندانه تر باشه، مخصوصاً چون ویزای همراه همزمان داره.»

راستش اولش برام سخت بود بپذیرم دوباره ارشد بخونم. یه جورایی حس می کردم عقب گرده. ولی وقتی منطقی نگاه کردم دیدم این یه مسیر استراتژیکه، نه عقب رفتن. اتریش هم از نظر کیفیت آموزش و هم امکان همراه، گزینه جذابی بود. بعد از چند روز فکر کردن و صحبت با همسرم، قرارداد بستیم و کار رو شروع کردیم.

این بار حس تنهایی نداشتم. مسیر مشخص تر بود. انگیزه نامه م با راهنمایی دقیق تر بازنویسی شد، انتخاب دانشگاه ها هدفمندتر شد.هر مرحله ای که قبلاً برام مبهم بود، الان ساختار داشت. استرس هنوز بود، ولی از اون استرس های فلج کننده نبود.
خیالم از این راحت بود که تو قرارداد قید شده بود که اگه پذیرش نگیرم کل هزینه ای که کردم بهم برمیگرده.

چند روز پیش بهم خبر دادن که پذیرش رشته Digital Economy رو گرفتم. باورم نمیشد
چند بار نامه پذیرش رو خوندم که مطمئن شم خواب نیستم. همسرم رو صدا زدم، با هم خوندیمش و فقط خندیدیم. یه خنده از جنس نفس راحت کشیدن بعد از یه مسیر طولانی. الان منتظر جواب بقیه پوزیشن هایی هستم که برام اقدام شده تا ببینم کدومش بیشتر به دلم می شینه و بعد کارهای نهایی رو انجام بدیم.

حالا که برمی گردم عقب رو نگاه می کنم، می بینم اون ریجکت ها، اون گریه ها، اون شب های خستگی، همه شون بخشی از داستانم بودن. فهمیدم مهاجرت فقط مدرک و نمره زبان نیست؛ ترکیبیه از صبر، استراتژی و گاهی پذیرفتن اینکه کمک گرفتن نشونه ضعف نیست.

شما هم شانستون رو امتحان کنید
برای مشاوره رایگان با سبز اپلای کلیک کن💚

داستان پذیرش دوم من رو از اتریش از اینجا بخون

پذیرش اتریش برای عسل 26 ساله

من عسل هستم. ۲۶ سالمه.
و اگه بخوام صادق باشم، مهاجرت برای من با یه عالمه «نه» شروع شد.

اولین بار که برای کانادا اپلای کردم، فکر می کردم همه چی آماده ست. آیلتس داده بودم، مدارک ترجمه شده بود، تمکن مالی جور کرده بودم، استادی پلن نوشته بودم و با هزار تا امید سابمیت کرده بودم. هر روز ایمیلم رو چک می کردم و تو ذهنم زندگی جدیدم رو تصور می کردم.

ریجکت شدم.

دلیلش رو که خوندم، حس کردم تمام زحمتم نادیده گرفته شده. چند روز کامل تو شوک بودم. ولی به خودم گفتم حتما یه جای کار رو درست نرفتم. دوباره تلاش کردم. پرونده رو قوی تر کردم، مدارک مالی رو بهتر چیدم، انگیزه نامه رو بازنویسی کردم، حتی از یه مشاور هم کمک گرفتم.

بار دوم هم ریجکت شدم.

اون لحظه واقعاً شک کردم به خودم. حس می کردم انگار دنیا داره میگه «تو کافی نیستی». بیشتر از پول و زمان، این حس اذیتم می کرد.

یه مدت کامل مهاجرت رو گذاشتم کنار. ولی ته دلم هنوز می خواستم برم. فقط فهمیدم شاید مسیرم کانادا نیست. شروع کردم دوباره تحقیق کردن. کشورها رو یکی یکی بررسی کردم. اونجا بود که به مهاجرت تحصیلی به اتریش رسیدم.

شهریه منطقی تر بود، کیفیت آموزش بالا، امکان کار دانشجویی داشت
اما یه شرط بزرگ داشت: C1 آلمانی.

راستش اولش ترسیدم. خیلی ها گفتن سخته، ارزش نداره، برو یه کشور انگلیسی زبان. ولی من حس کردم این همون مسیریه که باید برم. تصمیم گرفتم بخونم.

تقریباً یک سال زندگیم شد آلمانی. صبح با پادکست آلمانی بیدار می شدم، ظهر کلاس آنلاین داشتم، عصر تمرین می کردم، شب فیلم بدون زیرنویس می دیدم. بارها وسط راه کم آوردم. بارها کتاب رو بستم و گفتم نمی تونم. ولی هر بار یاد اون دو تا ریجکتی افتادم و اینکه نمی خوام داستانم اونجا تموم بشه.

اتریش هم مبلغ مشخصی برای تمکن می خواست. بخشی رو خودم پس انداز داشتم، بخشی رو خانواده کمکم کردن، حتی یه مدت پروژه فریلنس گرفتم که حسابم قوی تر بشه. هر روز استرس داشتم که نکنه یه ایراد کوچیک باعث رد شدن پرونده بشه.

بعد از تجربه کانادا فهمیده بودم نمی خوام این بار تنها جلو برم. شروع کردم دنبال یه موسسه یا وکیل که واقعاً تجربه اتریش داشته باشه. بین جست وجوهام با سبزاپلای آشنا شدم. اولش با تردید رفتم جلو. گفتم فقط یه مشاوره بگیرم ببینم چی میگن.

از طریق گوگل میت یه مشاوره اولیه رایگان با آقای موسوی داشتم. اون جلسه خیلی برام تعیین کننده بود. شرایطمو کامل توضیح دادم؛ از ریجکت های کانادا تا مدرک زبان و وضعیت مالی. ایشون خیلی شفاف گفتن کجاها پرونده م قویه و کجاها باید تقویتش کنم. قول عجیب و غریب ندادن، ولی مسیر رو دقیق و مرحله به مرحله توضیح دادن.

بعد از چند روز فکر کردن، تصمیم گرفتم قرارداد ببندم. حس کردم این بار دارم حساب شده جلو میرم.
انگیزه نامه م بازنویسی شد تا دقیقاً نشون بده چرا این رشته و چرا اتریش. رزومه م حرفه ای تر تنظیم شد. مدارک مالی طبق استاندارد سفارت آماده شد. حتی برای روز مراجعه به سفارت هم راهنمایی گرفتم که چطور صحبت کنم و استرسم رو کنترل کنم.

وقتی ایمیل پذیرش دانشگاه MCI اومد، چند بار اسممو چک کردم که مطمئن شم اشتباه نمی کنم. پذیرش همون رشته ای که می خواستم.

ولی هنوز مهم ترین مرحله مونده بود: ویزا.

اون مدت انتظار واقعاً سخت گذشت. هر ایمیل که می اومد قلبم می ریخت. سناریوهای مختلف تو ذهنم می ساختم. گاهی امیدوار بودم، گاهی می ترسیدم دوباره همون تجربه کانادا تکرار بشه.

تا اینکه یه صبح ایمیل اومد.

ویزا صادر شده بود.

چند دقیقه فقط به صفحه خیره شدم. بعد خندیدم. بعد گریه کردم. بعد زنگ زدم به مامانم و فقط گفتم: «شد… بالاخره شد.»

الان ۲۶ سالمه، دانشجوی ارشد European Health Economics & Management تو اتریشم، با مدرک C1 آلمانی و دو تا ریجکتی که هنوزم یادم هست.

اگه ازم بپرسن سخت ترین بخش مسیر چی بود، میگم باور نگه داشتن به خودم بعد از اون «نه»ها.
ولی الان که برمی گردم عقب رو نگاه می کنم، می بینم همون ریجکت ها باعث شدن جدی تر، قوی تر و آگاه تر تصمیم بگیرم.

من یاد گرفتم ریجکت شدن یعنی پایان یه مسیر، نه پایان رؤیا.
فقط باید جرئت داشته باشی مسیر جدید رو شروع کنی.

تو هم همین الان شروع کن و راه درست رو یادبگیر. برای مشاوره رایگان روی دکمه مشاوره کلیک کن

فرم مشاوره رایگان

مسیر مرجان از دامغان تا ارشد در وین

اسمم مرجانه، ۲۴ ساله، اهل دامغانِ کویر. همونجا بزرگ شدم، بین شن های روان و آسمون پرستاره. بابام همیشه تو باغچه ی کوچیکمون گل می کاشت. منم از بچگی عاشق بوی خاک خیس و سبزیِ جوانه ها بودم. انگار ریشه هام توی همون خاک بود. ولی یه جورایی همیشه می دونستم که قرار نیست همونجا بمونم.

دانشگاه تهران قبول شدم، گیاه شناسی. عاشقش بودم. ولی توی همون سال ها، یه چیزی تو دلم رو می خاره. حسی که می گفت "اینجا جای تو نیست، مرجان. جای تو جاییه که بتونی بزرگتر فکر کنی، آزادتر نفس بکشی..

انگلیسی م معمولی بود. آیلتس که می خوندم، حس می کردم مغزم داره دود می کنه! Listening که می رسید، انگار طرف توی یه تونل حرف می زد! خودم رو انداختم توی دنیای انگلیسی. فیلم بی زیرنویس، پادکست، حتی آشپزی رو با دستور انگلیسی تمرین می کردم! بعد از شش ماه جنگیدن، آخرش آیلتس ۷ گرفتم. روز جوابش، انقدر گریه کردم که بابا فکر کرد رد شدم!

اینترنت رو زیرو رو کردم. هر موسسه ای یه حرفی می زد. حس می کردم گم شدم. تا اینکه یه روز، تو یه گروه تلگرامی مربوط به مهاجرت تحصیلی، دیدم یکی نوشته: "با موسسه ی سبز اپلای از دانشگاه اتریش پذیرش گرفتم." پیام دادم. جواب دادن. یه تماس تصویری گذاشتیم با مشاورشون. مسیر رو برام شفاف کردن : از انتخاب دانشگاه تا نامه ی انگیزشی. بهم گفتن دانشگاه وین (Uni Wien) برای رشته ی من عالیه.

صبر کردن برای اومدن نتایج پذیرشم بدترین روزای زندگیم بود و حس سرگردمی داشتم
بعد از اومدن پذیرش خیالم راحت تر شد و روند سفارت و ویزا رو پیش بردم
جمع کردن یک عمر زندگی توی دو چمدون سخت ترین معمای زندگیم بود! مجبور شدم عکس های قدیمی، حتی یه مشت از خاک باغچه ی بابا رو فقط یه قاشق بذارم توی یه قوطی کوچیک. خداحافظی از پدر و مادری که تو چشاشون اشک بود ولی لبخند می زدن، از دامغانی که آفتابش تو پوستم بود، داغونم کرد.

الان، یک سال و نیم از اون روزها گذشته. دارم روی پایان نامه ام کار می کنم، راجع به سازگاری گیاهان شهری. تو کتابخونه ی بزرگ دانشگاه درس می خونم، جایی که روزی توی خواب هام هم نمی دیدم بشینم

پایان.
البته که این تازه اولِ راهه!

برای شروع مسیرت و ارزیابی شرایطتت و مشاوره و راهنمایی با تیم سبز اپلای همین الان روی درخواست مشاوره کلیک کن و اطلاعاتت رو وارد کن

فرم مشاوره رایگان

پذیرش اتریش برای فرشاد

وقتی رشته ی علوم ورزشی رو انتخاب کردم بخاطر علاقه ای که بهش داشتم هرکس که می فهمید میگفت چرا این رشته رو انتخاب کردی؟ تو که باهوشی تو که درست خوبه و...

مشکلات من از همون اول شروع شد . نگاه اشتباه جامعه به رشته ای که من علاقه داشتم توش تحصیل و کار کنم . به هر حال وقتی وارد دانشگاه شدم خوب درس خوندم و سعی کردم که بعد از گرفتن مدرک کارشناسی م وارد بازار کار بشم و به درآمد برسم .

تصورات من راجع به بازار کار مثبت بود و فکر میکردم قراره همه چیز خوب پیش بره . اما درآمدم هیچ وقت به اون مقداری که میخواستم نرسید و جایگاه شغلی م هم در حدی که براش تلاش کرده بودم خوب و کافی نبود .

همش با خودم فکر میکردم اگر ایران نبودم هم باز شرایط همین می شد یا فرق می کرد؟ آیا اشتباه کردم که زودتر به فکر مهاجرت نبودم یا خارج از ایران هم تحصیلات و شغل من جایگاه واقعی خودش رو نداشت؟

من 31 سالم شده بود و هر روز به این فکر میکردم که چرا توی دهه ی 20 سالگی اقدامی نکردم از ایران برم؟ من آرزوی یه زندگی کم دغدغه و آزاد رو داشتم و دلم میخواست بتونم به کشورهای مختلف سفر کنم . اما این اتفاق نیفتاده بود و فکر میکردم تمام فرصت هام رو از دست دادم .

از روی کنجکاوی از یکی از دوستام که یک سال پیش برادرش مهاجرت کرده بود اتریش پرسیدم که مراحلش چجوری بوده و یه سری توضیحات راجع به تحصیل رایگان به اتریش و نداشتن محدودیت سنی توی این کشور داد و حسابی ذهن منو درگیر کرد . چون اولین بار بود که حس میکردم ممکنه بتونم اقدام کنم و از ایران برم .

تصمیم گرفتم راهی که برادر دوستم رفته بود رو منم برم و اولین قدم گرفتن مدرک زبان بود . از 31 سالگی تا 32 سالگی زمان زیادی از اوقات فراغتم رو به آموزش زبان اختصاص دادم و تونستم مدرک زبان C1 آلمانی بگیرم .

به توصیه ی همون دوستم با سبز اپلای مشاوره رایگان گرفتم و خیلی زود قرارداد بستم و کل پروسه ی مهاجرتم توی کمتر از 4 ماه اتفاق افتاد .

احساس میکنم مثل برق و باد گذشت و هنوزم باورم نمیشه موفق شدم . شاید تنها چیزی که باعث شد منم به خواسته م برسم و برم برای مقطع کارشناسی ارشد توی یه کشور اروپایی ادامه تحصیل بدم و آینده ی بهتری رو بسازم این بود که اطلاعاتی کسب کردم که منو از ناامیدی نجات داد .

اگر این داستان رو تا اینجا خوندین احتمالا متوجه شدین که بهتره زودتر اقدام کنین و مشاوره ی رایگان تیم سبز اپلای رو از دست ندین .

پذیرش اتریش برای خانم 38 ساله

بعد از گذروندن دوران جوونیم فکر نمیکردم بتونم یه زندگی جدید رو شروع کنم ولی با انتخاب درست شد .

من رکسانام، 38 سالمه. همیشه عاشق آموزش و یادگیری بودم. توی دانشگاه سراسری تهران رشته ی علوم تربیتی خوندم، رشته ای که خیلی ها بهش اهمیت نمی دادن و فکر نمیکردن بشه باهاش مهاجرت تحصیلی کرد، ولی برای من یه دنیا معنا داشت. سال ها کار کردم، تجربه به دست آوردم، ولی یه روز به خودم اومدم و دیدم هنوز اون رویای قدیمی ادامه تحصیل توی اروپا توی دلم زنده ست.

راستش رو بخواید، خیلی وقت ها فکر می کردم دیگه دیر شده. 38 سالمه، معدلم 16.5 بوده، مدرک زبان آلمانیم هم فقط سطح A2 هست. پیش خودم می گفتم: «کی به من پذیرش می ده؟» اما وقتی با پیج اینستاگرام تیم سبز اپلای آشنا شدم، انگار پنجره ای تازه برام باز شد. داستان های واقعی بچه هایی که پذیرش گرفته بودن رو می خوندم و با خودم می گفتم: «شاید برای منم بشه.»

یه روز تصمیم گرفتم فرم مشاوره ی رایگانشون رو پر کنم. وقتی وارد جلسه ی مشاوره شدم، انتظار داشتم کلی ناامیدی بشنوم. ولی کارشناسشون با دقت شرایط منو گوش داد و جالب اینجا بود که نه تنها ناامیدم نکرد، بلکه مسیرهایی جلوی پام گذاشت که خودم هیچ وقت فکرشو نکرده بودم. همون جا اسم دانشگاه وین توی اتریش اومد و قلبم تند زد. همیشه آرزو داشتم اونجا رو ببینم.

از اون روز همه چیز جدی شد. سبز اپلای رزومه ام رو بازنویسی کرد، جوری که تجربیات کاری و مطالعاتم بدرخشه. انگیزه نامه ام رو با کمکشون خط به خط نوشتیم تا قصه ی من واقعی و الهام بخش باشه. هر بار که ایمیل هاشون رو می خوندم، حس می کردم تنها نیستم.

ماه ها تلاش کردیم تا اینکه اون ایمیل طلایی رسید: «رکسانا، شما از دانشگاه وین پذیرش گرفتید.» هنوزم یادمه چند دقیقه فقط به صفحه ی گوشی خیره مونده بودم. 38 سالگی برای من شد نقطه ی اوج، نه پایان.

از نظر مالی هم خیالم راحت بود. قرارداد 1000 یورویی سبز اپلای خیلی شفاف بود: 20 درصد اول رو هنگام عقد قرارداد دادم، 60 درصد بعد از گرفتن پذیرش، و می دونستم اگر ویزا نگیرم، همه ی پولم برمی گرده. همین شفافیت باعث شد بدون استرس جلو برم.

مرحله ی بعد، ویزا بود. خب، استرسش زیاد بود، ولی باز هم سبز اپلای کنارم بود. مدارکمو مرتب کردن، راهنمایی کردن چه چیزهایی رو ترجمه کنم و حتی برای مصاحبه ی سفارت کلی نکته بهم گفتن. وقتی بالاخره جواب مثبت ویزا اومد، گریه ام گرفت.

وقتی رسیدم اتریش، تازه فهمیدم ارزش واقعی «خدمات پس از ویزا» یعنی چی. بچه های سبز اپلای که توی وین بودن، کمکم کردن حساب بانکی باز کنم، کارت اقامت بگیرم و کارای اداری رو سریع انجام بدم. حس می کردم تنها نیستم و توی یه خانواده ی بزرگ قدم گذاشتم.

الان من توی دانشگاه وین مشغول تحصیل کارشناسی ارشد علوم تربیتی ام. هر بار که وارد کلاس می شم، به گذشته فکر می کنم: به روزایی که شک داشتم، به حرفایی که می گفتن دیگه دیره. ولی حالا می دونم هیچ وقت برای شروع دوباره دیر نیست.

این داستان من بود؛ داستان زنی که توی 38 سالگی جرئت کرد رویاهاشو دنبال کنه. سبز اپلای برام فقط یه موسسه نبود، یه همراه بود که باعث شد رویای مهاجرت تحصیلی من به واقعیت تبدیل بشه.

برای اینکه بدون محدودیت سنی بتونید از دانشگاه های اتریش پذیرش بگیرید کافیه از مشاوره ی رایگان سبز اپلای شروع کنید .

بازگشت به بالا