سلام، من ارسلانم، ۲۵ سالمه.

برخلاف خیلی از آدم‌هایی که بین چند کشور مردد می‌مونن، من تقریباً از همون اول می‌دونستم اگر یه روز برای ادامه تحصیل مهاجرت کنم، انتخابم انگلستان خواهد بود.

دلیلش فقط اعتبار دانشگاه‌هاش نبود. سال‌ها برای یاد گرفتن زبان انگلیسی وقت گذاشته بودم و واقعاً دلم نمی‌خواست بعد از این همه تلاش، دوباره از صفر یک زبان جدید مثل آلمانی یا فرانسوی رو شروع کنم. از طرفی همیشه حس می‌کردم سیستم آموزشی و فضای دانشگاه‌های انگلستان، بیشتر به چیزی که از آینده شغلیم می‌خوام نزدیکه.

برای همین از همون دوران کارشناسی زمین‌شناسی، هدفم مشخص بود. سعی کردم معدلم رو بالا نگه دارم و با معدل ۱۸.۹ فارغ‌التحصیل شدم. بعد از اون هم تقریباً تمام تمرکزم روی آیلتس بود تا بالاخره تونستم نمره ۷.۵ رو بگیرم.

فکر می‌کردم بعد از گرفتن مدرک زبان، نصف راه رو رفتم؛ اما تازه فهمیدم بخش سخت‌تر، انتخاب دانشگاه و ساختن یک پرونده قوی برای اپلایه.

راستش مدت‌ها بود صفحه اینستاگرام سبزاپلای رو دنبال می‌کردم. بیشتر از هر چیزی، داستان پذیرش دانشجوها برام جالب بود. هر بار که یکی از اون داستان‌ها رو می‌خوندم، با خودم می‌گفتم: «امیدوارم یه روز نوبت من هم برسه.»

بالاخره تصمیم گرفتم به جای اینکه فقط تماشا کنم، برای مشاوره اقدام کنم.

توی جلسه، چیزی که برام جالب بود این بود که هیچ‌کس عجله‌ای برای معرفی دانشگاه نداشت. اول درباره هدفم، علایقم و برنامه‌ای که برای آینده داشتم صحبت کردیم. حتی یادمه کارشناس ازم پرسید:

«پنج سال دیگه خودت رو کجا می‌بینی؟»

شاید سؤال ساده‌ای بود، ولی باعث شد برای اولین بار جدی‌تر به آینده‌ای که توی ذهنم ساخته بودم فکر کنم.

بعد از بررسی کامل رزومه، تصمیم گرفتیم برای چند دانشگاه معتبر انگلستان اقدام کنیم.

از روزی که مدارکم ارسال شد، چک کردن ایمیل تبدیل به بخشی از برنامه روزانه‌م شده بود. حتی یه بار وسط جمع دوستان، صدای نوتیفیکیشن گوشی یکی دیگه رو شنیدم و ناخودآگاه گوشی خودم رو برداشتم! همه شروع کردن به خندیدن و گفتن: «انگار از الان رفتی انگلیس!»

چند هفته بعد، همون تماس مهم بالاخره رسید.
اولین چیزی که بعدن از شنیدن خبر پذیرشم پرسیدم این بود:

«از کدوم دانشگاه؟»

وقتی اسم دانشگاه بیرمنگام رو شنیدم، برای چند ثانیه هیچ حرفی نزدم. فقط لبخند می‌زدم.

دقیقاً همون دانشگاهی که از همون روزهای اول، بیشتر از همه دلم می‌خواست اسمش رو روی نامه پذیرشم ببینم.

پذیرش کارشناسی ارشد علوم محیطی از دانشگاه بیرمنگام، برای من فقط یک قبولی نبود؛ نتیجه چند سال برنامه‌ریزی، تلاش برای گرفتن آیلتس، حفظ معدل و مهم‌تر از همه، این بود که از همون اول می‌دونستم چه مسیری رو می‌خوام و براش قدم‌به‌قدم جلو رفتم.

امروز هر بار نامه پذیرشم رو باز می‌کنم، یاد اون روزهایی می‌افتم که فقط از پشت صفحه لپ‌تاپ، سایت دانشگاه‌های انگلستان رو بالا و پایین می‌کردم و با خودم می‌گفتم: «کاش یه روز من هم اونجا درس بخونم.»

حالا اون آرزو، فقط یک تصور نیست؛ تبدیل شده به مسیری که قراره خیلی زود واردش بشم.

برای پرکردن فرم مشاوره رایگان و یک جلسه مشاوره با سبزاپلای روی همین متن کلیک کنید.

بازگشت به بالا