سلام، من ارغوانم، ۲۲ سالمه.
از وقتی دبیرستانم تموم شد، تقریباً همه ازم یه سؤال میپرسیدن:
«خب، حالا میخوای چیکار کنی؟»
و راستش خودم هم جواب دقیقی براش نداشتم.
دیپلم تجربی داشتم، مدتی کنار پدرم توی کسبوکار خانوادگی کمک میکردم و همزمان کلاس زبان فرانسه میرفتم. همیشه از فرهنگ و زبان فرانسه خوشم میاومد؛ فیلم میدیدم، آهنگ گوش میدادم و هر بار که چند جمله فرانسوی رو بدون زیرنویس متوجه میشدم، ذوق میکردم. همون موقع بود که با خودم گفتم: «کاش یه روز خود فرانسه زندگی کنم.»
ولی بین آرزو و واقعیت، فاصله زیادی بود.
هر بار موضوع مهاجرت رو پیش میکشیدم، یکی میگفت: «اول برو یه لیسانس توی ایران بگیر.» یکی دیگه میگفت: «با مدرک A2 فرانسه که کسی پذیرشت نمیکنه.» حتی خودم هم کمکم باور کرده بودم شاید هنوز برای این تصمیم زوده.
برای همین فقط تحقیق میکردم. شبها ساعتها توی اینترنت درباره فرانسه، کالجها و تجربه دانشجوها میخوندم. مدت زیادی هم صفحه اینستاگرام سبزاپلای رو دنبال میکردم. داستان پذیرش بچهها رو که میدیدم، ته دلم خوشحال میشدم، ولی همیشه فکر میکردم این اتفاق برای بقیهست، نه برای من.
تا اینکه یه شب موقع شام، بابام گفت:
«اگه واقعاً این زندگی رو میخوای، فقط دربارهش حرف نزن؛ شروعش کن.»
شاید همون یک جمله باعث شد بالاخره برای مشاوره اقدام کنم.
توی جلسه، تمام نگرانیهام رو گفتم؛ از اینکه مدرک زبانم فقط A2 بود، تا اینکه تجربه دانشگاهی نداشتم. اما برعکس چیزی که انتظار داشتم، کارشناس سبزاپلای گفت قرار نیست همه از یک نقطه شروع کنن.
برام توضیح دادن که دوره زبان در خود فرانسه، دقیقاً میتونه پلی باشه برای ادامه مسیر تحصیلی و ساختن آیندهای که دنبالش هستم.
همون روز تصمیم گرفتم این بار به جای ترسیدن، اقدام کنم.
بعد از آماده شدن مدارک، پروندهم برای کالج Campus Langues ارسال شد.
چند هفته بعد، وقتی توی آشپزخونه داشتم برای خودم قهوه درست میکردم، گوشیم زنگ خورد.
شماره کارشناس سبزاپلای بود که خبر اومدن پذیرشم رو داد.
برای چند ثانیه هیچ حرفی نزدم. فقط لبخند میزدم و به صفحه گوشی نگاه میکردم.
بعد اولین نفر که خبر رو بهش دادم، مامانم بود. اونم فقط بغلم کرد و گفت:
«دیدی فقط باید از یه جا شروع میکردی؟»
حالا از کالج Campus Langues فرانسه برای دوره زبان فرانسوی پذیرش دارم.
شاید این هنوز مقصد نهایی من نباشه، اما بدون شک مهمترین قدمیه که تا امروز برای آیندهم برداشتم.
امروز اگر کسی ازم بپرسه بزرگترین مانع مهاجرت چی بود، نمیگم مدرک زبان یا شرایط پرونده.
میگم ترسی که باعث میشد هر روز شروع کردن رو به فردا موکول کنم.
و خوشحالم که بالاخره یه روز، اون «فردا» رسید.
برای مشاوره رایگان با تیم دانشجویی سبزاپلای، روی لینک زیر کلیک کنید:🔗 لینک فرم مشاوره