من فاطمهام، ۲۶ سالمه و کارشناسی مدیریت بازرگانی دارم.
اگر چند سال پیش ازم میپرسیدن خودت رو پنج سال دیگه کجا میبینی، احتمالاً جواب دقیقی نداشتم. فقط یه چیز برام مشخص بود؛ دلم نمیخواست بعد از فارغالتحصیلی، همون مسیری رو برم که خیلیها بدون فکر انتخاب میکنن. دوست داشتم تجربه متفاوتی داشته باشم، توی یه محیط بینالمللی درس بخونم و خودم رو توی فضایی قرار بدم که هر روز چیز جدیدی یاد بگیرم.
همین باعث شد کمکم به ادامه تحصیل در خارج از کشور فکر کنم.
اما راستش، بین فکر کردن تا اقدام کردن یه فاصله خیلی بزرگ وجود داره.
هر بار که تصمیم میگرفتم جدیتر دنبالش کنم، با یه عالمه سؤال روبهرو میشدم. کدوم کشور بهتره؟ کدوم دانشگاه شانس بیشتری دارم؟ با معدلم میشه پذیرش گرفت؟ آیلتس ۶ کافیه یا باید دوباره امتحان بدم؟
از اون طرف، خانواده هم نگرانیهای خودشون رو داشتن. بیشتر از هر چیزی نگران این بودن که قراره هزاران کیلومتر از هم دور بشیم. حتی بعضی از دوستام هم میگفتن: «الان گرفتن پذیرش خیلی سخت شده، شاید بهتر باشه وقتت رو جای دیگه بذاری.»
یه مدت واقعاً بین ادامه دادن و منصرف شدن گیر کرده بودم.
تا اینکه تصمیم گرفتم به جای حدس زدن، از آدمهایی که این مسیر رو هر روز انجام میدن مشورت بگیرم و با سبزاپلای یه جلسه مشاوره داشتم.
فکر میکردم اون جلسه فقط قراره چند تا اسم دانشگاه بهم معرفی بشه، ولی برعکس، بیشتر از اینکه درباره دانشگاهها صحبت کنیم، درباره خودم حرف زدیم.
ازم پرسیدن هدفم از مهاجرت چیه؟ بعد از فارغالتحصیلی دوست دارم وارد بازار کار بشم یا ادامه تحصیل بدم؟ بودجهم چقدره؟ چه کشورهایی با شرایط من تناسب بیشتری دارن؟
اونجا بود که فهمیدم فقط علاقه داشتن به یه کشور، دلیل کافی برای انتخابش نیست.
بر اساس رشته مدیریت بازرگانی، معدل ۱۷.۲، آیلتس ۶ و هدفی که برای آینده داشتم، هلند یکی از بهترین گزینهها بود.
راستش قبل از اون جلسه، اصلاً هلند جزو انتخابهای اصلی من نبود. بیشتر ذهنم درگیر کشورهای دیگه بود. اما هرچی بیشتر درباره دانشگاهها، کیفیت آموزش، ارتباط نزدیک دانشگاهها با شرکتها و فرصتهای شغلی بعد از فارغالتحصیلی صحبت کردیم، بیشتر مطمئن شدم که این انتخاب با شرایط من هماهنگتره.
بعد از اون، کار آماده کردن مدارک شروع شد.
رزومه، انگیزهنامه، ترجمه مدارک، بررسی جزئیات هر دانشگاه و ارسال اپلیکیشنها... هر مرحله که تموم میشد، احساس میکردم یه قدم به هدفم نزدیکتر شدم.
ولی بعد از ارسال درخواستها، سختترین قسمت مسیر شروع شد؛ انتظار.
انتظاری که هیچ زمان مشخصی هم نداره.
تا اینکه یه روز از تیم سبزاپلای باهام تماس گرفتن.
همین که تماس رو جواب دادم، از لحنشون فهمیدم خبر خوبیه.
گفتن: «فاطمه، تبریک! از دانشگاه Saxion هلند پذیرش گرفتی.»
چند ثانیه هیچ حرفی نزدم.
فقط لبخند میزدم.
بعد از اینکه تماس تموم شد، سریع رفتم خبر رو به خانوادهم دادم. هنوز واکنش مادرم رو یادمه. هم خوشحال بود، هم ذوق کرده بود و هم از همون لحظه درباره کارهای بعدی سؤال میپرسید. انگار اون پذیرش فقط برای من نبود؛ نتیجه صبر و همراهی خانوادهم هم بود.
پذیرشم برای مقطع کارشناسی ارشد MBA از دانشگاه Saxion University of Applied Sciences بود؛ دانشگاهی که حالا دیگه فقط یه اسم روی لیست دانشگاهها نبود، بلکه قراره فصل جدیدی از زندگی من از همونجا شروع بشه.
وقتی به روزهای اول فکر میکنم، میبینم مهمترین چیزی که باعث شد به این نتیجه برسم، فقط معدل یا مدرک زبان نبود. اینکه از همون اول مسیر درستی رو انتخاب کردم، دانشگاههایی متناسب با شرایطم انتخاب شدن و برای هر مرحله برنامه مشخصی داشتم، تأثیر خیلی زیادی داشت.
با دیدن نامه پذیرشم، بیشتر از هر زمان دیگهای مطمئنم که تصمیمی که چند ماه پیش گرفتم، ارزش تمام استرسها، انتظارها و تلاشهایی که پشتش بود رو داشت.
اگر تو هم این روزها مدام بین انتخاب کشور، دانشگاه یا حتی شروع کردن این مسیر مرددی، بدون که خیلی از ما از همین نقطه شروع کردیم. گاهی فقط کافیه اولین قدم رو درست برداری؛ بقیه مسیر، کمکم خودش شکل میگیره.
🔗لینک فرم مشاوره رایگان با سبزاپلای