اسمم علیرضاست، ۳۶ سالمه و کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی رو از دانشگاه مفید گرفتم. از چند سال قبل تصمیم داشتم برای مقطع ارشد به ایتالیا مهاجرت کنم، اما همیشه اعتقاد داشتم مهاجرت تصمیمی نیست که بشه با عجله گرفت. باید زمانش برسه و آدم واقعاً برای این مسیر آماده باشه.
حدود دو سال پیش برای اولین بار با سبزاپلای آشنا شدم و یک جلسه مشاوره داشتم. اون موقع پروندهم بررسی شد، اما خودم میدونستم که هنوز شرایط لازم برای شروع اپلای رو ندارم. شاید راحتترین کار این بود که همون موقع قرارداد ببندم و وارد مسیر بشم، اما ترجیح دادم اول خودم رو آماده کنم و بعد اقدام کنم.
تو این دو سال، تقریباً همیشه صفحه سبزاپلای رو دنبال میکردم. داستان پذیرش بچهها، اطلاعیهها و تجربههای مختلف رو میخوندم و هر بار بیشتر مطمئن میشدم که بالاخره نوبت من هم میرسه.
از طرف دیگه روی رزومهم کار کردم، زبانم رو تقویت کردم و در نهایت موفق شدم نمره ۷.۵ آیلتس بگیرم. این بار احساس میکردم شرایط با دو سال قبل کاملاً فرق کرده و وقتش رسیده که تصمیمی رو که مدتها عقب انداخته بودم، عملی کنم.
اردیبهشت امسال دوباره با سبزاپلای ارتباط گرفتم. این بار بعد از بررسی پرونده، قرارداد بستیم و کارها خیلی سریع پیش رفت. مدارکم دوباره بررسی شد، رزومه و انگیزهنامه آماده شد، دانشگاههای مناسب انتخاب شدند و اپلایها یکییکی ارسال شدند.
شاید سختترین قسمت کار، بعد از ارسال درخواستها بود. هر روز منتظر ایمیل دانشگاهها بودم و مدام به این فکر میکردم که نتیجه این همه برنامهریزی و صبر چی میشه.
اما اتفاقی افتاد که حتی خودم هم انتظارش رو نداشتم.
کمتر از دو ماه بعد از شروع همکاری، اولین خبرهای خوب رسید.
اول از University of Palermo پذیرش گرفتم و هنوز در حال خوشحالی بابت اون خبر بودم که مدت کوتاهی بعد، پذیرش دوم هم از University of Salento برای رشته Digital Heritage اعلام شد.
اون لحظه تازه فهمیدم که گاهی صبر کردن، خودش بخشی از موفقیته. اگر دو سال پیش بدون آمادگی وارد این مسیر میشدم، شاید نتیجه کاملاً متفاوتی میگرفتم. اما وقتی در زمان مناسب، با یک پرونده کاملتر و برنامهریزی دقیقتر اقدام کردم، همه چیز خیلی سریعتر از چیزی که تصور میکردم پیش رفت.
الان که به مسیرم نگاه میکنم، خوشحالم که برای رسیدن به هدفم عجله نکردم. این دو سال انتظار، برای من فقط زمان گذشتن نبود؛ فرصتی بود برای آمادهتر شدن.
حالا با داشتن دو پذیرش از دانشگاههای ایتالیا، احساس میکنم سالها تحقیق، صبر و تلاش بالاخره داره نتیجه خودش رو نشون میده. البته هنوز مسیر تموم نشده و مرحله ویزا و شروع زندگی دانشجویی در ایتالیا پیش رومه، اما حالا با اعتمادبهنفس بیشتری ادامه میدم، چون اولین قدمهای این رؤیا رو با موفقیت پشت سر گذاشتم.
تو هم میتونی برای شروع مسیرت، فرم مشاوره رایگان سبزاپلای رو پر کنی و شرایطت رو ارزیابی کنی:
من کیمیا هستم، ۲۲ سالمه و کارشناسی علوم مواد خوندم.
از ترم های آخر دانشگاه، هر بار که با استادها درباره ادامه تحصیل صحبت می کردیم، تقریباً همه یه حرف مشترک می زدن؛ «با این معدل حیفه برای دانشگاه های خوب خارج از کشور اقدام نکنی.»
این حرف ها باعث شد جدی تر به مهاجرت تحصیلی فکر کنم. البته نه از اون مدل تصمیم هایی که یک شبه گرفته میشه. چند ماه فقط تحقیق می کردم؛ دانشگاه ها، کشورها، شرایط پذیرش و تجربه آدم هایی که این مسیر رو رفته بودن.
هرچی بیشتر می خوندم، بیشتر سردرگم می شدم.
یه پوشه روی لپ تاپم داشتم که اسمش رو گذاشته بودم «اپلای». داخلش پر بود از فایل های PDF دانشگاه ها، جدول مقایسه کشورها و یادداشت هایی که هر روز بیشتر می شدن. یه جایی رسید که خودم هم نمی دونستم دقیقاً دنبال چی هستم.
فقط می دونستم دلم می خواد توی آلمان درس بخونم.
چون هم کیفیت دانشگاه هاش برام مهم بود، هم اینکه رشته مهندسی توی آلمان جایگاه خیلی خوبی داره و بعد از فارغ التحصیلی فرصت های شغلی مناسبی وجود داره.
بعد از چند هفته تحقیق، به این نتیجه رسیدم که به تنهایی انتخاب دانشگاه کار راحتی نیست.
برای همین با سبزاپلای جلسه مشاوره داشتم.
یکی از چیزهایی که برام جالب بود این بود که برخلاف انتظارم، جلسه از معرفی دانشگاه ها شروع نشد.
اول درباره خودم صحبت کردیم.
اینکه چه درس هایی توی کارشناسی گذروندم، به کدوم شاخه علاقه دارم، هدفم فقط گرفتن مدرک نیست و دوست دارم بعد از تحصیل هم توی آلمان فرصت کار داشته باشم.
همونجا متوجه شدم خیلی از دانشگاه هایی که خودم انتخاب کرده بودم، اصلاً مناسب شرایطم نیستن و در عوض چند گزینه بهتر وجود داره که تا اون روز حتی اسمشون رو هم نشنیده بودم.
یکی از اون دانشگاه ها، دانشگاه فریدریش شیلر ینا بود.
از همون روز، آماده کردن پرونده شروع شد.
ترجمه مدارک، بررسی ریزنمرات، آماده کردن رزومه و انگیزه نامه... هر بار که یه مرحله تموم می شد، فکر می کردم حالا دیگه همه چیز آماده ست، ولی همیشه یه نکته جدید برای بهتر شدن پرونده پیدا می شد.
راستش من آدم نسبتاً وسواسی ای هستم.
حتی برای یه جمله از انگیزه نامه، چند بار نظر می دادم و دوباره تغییرش می دادم. دوست داشتم وقتی پرونده ارسال میشه، مطمئن باشم بهترین نسخه ایه که می تونستم ارائه بدم.
بعد از ارسال اپلیکیشن ها، انتظار شروع شد.
برای اینکه کمتر بهش فکر کنم، خودم رو با کلاس زبان آلمانی مشغول کرده بودم.
یه روز که از کلاس برمی گشتم، گوشیم زنگ خورد.
با دیدن اسم سبزاپلای،همون لحظه قلبم تندتر زد.
تماس رو جواب دادم.
بهم گفتن:
«کیمیا، تبریک! از دانشگاه Friedrich Schiller University Jena پذیرش گرفتی.»
اولین چیزی که گفتم این بود:
«جدی؟»
بعد چند ثانیه فقط خندیدم.
وقتی فایل پذیرش رو برام فرستادن و اسم دانشگاه رو بالای نامه دیدم، حس عجیبی داشتم.
نه فقط به خاطر اینکه از یه دانشگاه معتبر آلمان پذیرش گرفته بودم؛ بیشتر به خاطر این بود که دیدم تمام اون ساعت هایی که صرف درس خوندن، گرفتن مدرک B2 آلمانی، بالا نگه داشتن معدلم و آماده کردن پرونده کرده بودم، بالاخره نتیجه داده.
پذیرشم برای مقطع Master of Science در رشته Werkstoffwissenschaft (علوم و مهندسی مواد) بود؛ دقیقاً همون رشته ای که دوست داشتم توی یکی از کشورهای پیشرو در صنعت ادامه ش بدم.
وقتی خبر رو به خانواده م دادم، مادرم اولین کسی بود که گفت:
«پس بالاخره زحمتات جواب داد.»
به نظرم این جمله، بهترین توصیف اون روز بود.
چون واقعاً هیچ بخشی از این مسیر، یه شبه اتفاق نیفتاد.
از معدل ۱۹.۲ گرفته تا گرفتن مدرک B2 آلمانی، از ساعت هایی که صرف تحقیق درباره دانشگاه ها کردم تا انتخاب مسیر درست و آماده کردن پرونده، همه کنار هم باعث شدن امروز این نامه پذیرش دستم باشه.
الان هنوز مراحل مهمی دیگه ای باقی مونده، اما هر بار که نامه پذیرشم رو نگاه می کنم، یاد روزهایی می افتم که فقط داشتن این برگه، برام یک آرزو بود.
امروز اون آرزو، تبدیل به برنامه زندگی من شده.
شما هم می تونین برای مشاوره رایگان با سبزاپلای و شروع مسیر مهاجرت تحصیلیتون از لینک زیر اقدام کنید: